
تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------
مطالب پیشین
براي زودتر لود شدن وبلاگ و اينكه در هنگام باز شدن آن سر وصداي اضافي نباشه مداحي وبلاگ(حاج محمود کریمی) رو برداشتم اما اينجا مي تونيد پيداش كنيد.(پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید)ا(اميد)ا
----------------------------------اشاره:
باور مهدوي و فرهنگ انتظار در طول تاريخ با انديشهها و برداشتهاي نادرست بسياري در آميخته شده است. انديشهها و برداشتهايي كه به تدريج تبديل به آسيبها و آفتهاي جدي براي اساس و بنياد اعتقاد به ظهور منجي در فرهنگ شيعه شدهاند.
در عصر حاضر كه جامعه ما به شكل روزافزوني، به موضوع انتظار و ظهور روي آورده است، ضرورت شناسايي اين آسيبها و آفتها، بيش از هر زمان ديگر احساس ميشود و لازم است كه ضمن ترويج و توسعه فرهنگ انتظار، اين موضوع نيز مورد توجه جدي قرار گيرد.
با توجه به آنچه گفته شد، در نيمه شعبان سال گذشته، «مؤسسه فرهنگي موعود» اقدام به برپايي همايشي با عنوان «باور مهدوي؛ تهديدها و آسيبها» نمود. كه طي دو روز برگزاري آن، اساتيد و محققان ارجمند حوزه و دانشگاه ديدگاههاي خود را در اين زمينه ابراز داشتند. آنچه در پيخواهد آمد، حاصل يكي از سخنرانيهاي ارائه شده در اين همايش است كه اميدواريم مورد توجه شما عزيزان قرار گيرد.
شيعه معتقد است كه در آينده، مردي از نسل حضرت زهرا(س) ظهور خواهد كرد و با تشكيل آخرين دولت، پايان تاريخ را رقم خواهد زد. اين از اصول راهبردي باورهاي شيعه است. اصلي كه آينده را روشن ميسازد و جهتگيري حركت شيعه را مشخص ميكند.
ظهور حضرت مهدي(ع) همچون فانوسي است كه در اقيانوس متلاطم و ظلماني دوران غيبت، ساحل امن و نجات را براي كشتيهاي طوفانزده مشخص ميسازد و از اينرو شيعه بايد پيوسته از اين فانوس الهي حفاظت كند و آنرا از آسيبها و آفتها ايمن سازد؛ چرا كه در غير اين صورت فانوسهاي بدلي، جاي فانوس حقيقي را خواهند گرفت و مردم به جاي اينكه به ساحل نجات رهنمون شوند گرفتار گمراهي و سرگرداني ميگردند و نتيجه اين امر چيزي جز تأخير ظهور نخواهد بود.
ايمنسازي و مصونيت بخشي به «اصل ظهور» متوقف بر «آفتزدايي» است و آفتزدايي متوقف بر «آفتشناسي» و «آسيبشناسي» است. بدون شناخت آسيبها نميتوان عمليات ايمنسازي و حفاظت را اجرا نمود. در اين مقاله برآنيم تا به برخي از اين موارد اشاره كنيم و لذا مسئله «آسيبشناسي ظهور» را در سه قلمرو بررسي خواهيم كرد.
قلمرو اول «هنگامة ظهور» است؛ يعني چه زماني و در چه شرايطي پديده ظهور اتفاق خواهد افتاد. قلمرو دوم «شيوة ظهور» است كه به مسئله حوادث پس از ظهور ميپردازد و به اين سؤال كه دولت مهدوي چگونه حاكميت يافته و تشكيل ميشود؛ پاسخ ميدهد و قلمرو سوم «دولت ظهور» است كه موضوع مأموريت دولت مهدوي را بررسي كرده و بيان ميكند كه دولت ظهور براي چه ميآيد و چه خواهد كرد؟
1. هنگامة ظهور
برخي از آسيبهاي موضوع ظهور مربوط به «هنگامة ظهور» است. هنگامة ظهور، يعني زماني كه ظهور اتفاق خواهد افتاد. بديهي است كه مراد از زمان، زمان تقويمي نيست. زمان تقويمي را كسي جز خداوند متعال نميداند. بلكه مراد از زمان ظهور، زمان پيششرطي و زمان زمينهاي است. بنابراين وقتي از هنگامة ظهور پرسش ميشود، مقصود اين است كه پيششرط ظهور چيست؟ زمينه ظهور حضرت كدام است؟ و در چه شرايطي حضرت مهدي(ع) ظهور خواهد كرد؟
1ـ1. اهميت و ثمره بحث: مسئله هنگامة ظهور از آن جهت اهميت دارد كه مشخص ميسازد براي ظهور چه مقدماتي لازم است (مقدمات ظهور) و براي تحقق مقدمات و زمينهها، چه وظايفي بر عهده شيعه است (وظايف منتظران). پاسخ به پرسشف هنگامه ظهور، جهت حركت شيعه را مشخص ميسازد. پاسخ درست، مسير درست را مشخص ميكند و پاسخ نادرست، شيعه را به بيراهه كشانده و ظهور را به تأخير مياندازد.
به بيان ديگر پاسخي كه به پرسش هنگامه ظهور داده ميشود، تأثير مستقيم و غيرقابل انكاري در بحث «انتظار» خواهد داشت. انتظار و چگونگي آن از مسايل بنيادين در دوران غيبت است كه نميتوان به سادگي از كنار آن گذشت. تعريف دقيق انتظار، فرهنگ انتظار و وظايف منتظران، متوقف بر داشتن پاسخي صحيح، منطقي و متين براي پرسش هنگامة ظهور است. از اينرو مسئله آسيبشناسي و آسيبزدايي در قلمرو هنگامه ظهور، از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است.
1ـ2. آسيبشناسي هنگامة ظهور: يكي از آسيبهاي مرتبط با هنگامه ظهور اين است كه گمان ميشود «فراگيري و جهان شمولي فساد» پيش شرط ظهور است. برخي معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدي(ع) ظهور نخواهد كرد. و شايد پاسخ اين گروه به اين پرسش كه «چرا حضرت مهدي(ع) در غيبت است؟» اين باشد كه: چون هنوز مناطقي از جهان را فساد فرا نگرفته است. در اينجا براي آشنايي بيشتر با اين ديدگاه، دلايل معتقدان آن و آثاري را كه اين ديدگاه بر انديشه انتظار دارد، بررسي ميكنيم.
الف) دليل: دليل كساني كه معتقدند جهانشمولي فساد پيششرط ظهور است، رواياتي است كه ميگويند حضرت مهدي(ع) زماني ظهور ميكند كه جهان پر از ستم شده است.
روايات فراواني وجود دارند كه دربارة جهان پيش از ظهور، از تعبير «كما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده كردهاند. مثلاً رسول خدا(ص) ميفرمايد:
لاتقوم الساعة حتي تمتلئ الاٴرض ظلماً و عدواناً، ثمّ يخرج رجل من عترتي فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و عدواناً.1
قيامت برپا نميشود تا زماني كه زمين از ستم و دشمني آكنده شود، آنگاه مردي از خاندان من قيام كند و زمين را همچنان كه از ظلم و جور آكنده شده، از عدل و داد پر كند.
و يا در كلام ديگري ميفرمايد:
لولم يبق من الدّهر إلاّيوم لبعث الله تعالي رجلاً من أهل بيتي يملؤها عدلاً كما ملئت جوراً.2
اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند مردي از خاندان مرا برميانگيزد كه دنيا را پر از داد ميكند همچنان كه پر از ستم شده است.
از چنين رواياتي اين برداشت را كردهاند كه فراگيري فساد، پيششرط ظهور است. در بحثهاي بعدي به تحليل اين بفعد از روايات مهدويت خواهيم پرداخت و مشخص خواهيم ساخت كه مراد از اين تعبيرها چيست.
ب) تأثير اين نظريه بر فرهنگ انتظار: اين نظريه تأثير مستقيمي بر فرهنگ انتظار و تعيين وظايف منتظران دارد. انگارهاي كه از دل نظريه فوق در باب انتظار بيرون ميآيد، نفي امر به معروف و نهي از منكر و تعطيلي هرگونه حركت اصلاحطلبي است. گروهي از كساني كه پيششرط ظهور را فراگيري فساد ميدانند، بر اين باورند كه نبايد جلوي فساد را گرفت. از ديدگاه اينان، هرگونه مانعتراشي در راه انجام فساد و منكرات، منجر به تأخير در ظهور ميشود. امام خميني(ره) درباره اين گروه ميفرمايد:
يك دستهاي ميگفتند كه خوب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايند، ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هركاري ميخواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود.3
كساني كه اين انگاره را پذيرفتهاند، بر اين باورند كه چون راه ظهور، گسترش فساد است، وظيفه منتظران، سكوت در برابر منكرات و اجازه گسترش فساد است و بر اين اساس معتقدند هر نوع تلاش براي جلوگيري از فساد و توسعه صلاح و فلاح، حركت ضدانتظار است كه موجب به تأخير افتادن ظهور ميشود.
1ـ3. نقد: در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه اگرچه روايات مورد استناد صحيحاند، اما استنباطي كه از آنها شده درست نيست. سؤال اين است كه رواياتف مورد استناد، بيانگر «توصيف زمان ظهور» ند يا بيانگر «پيششرط ظهور»؟ فرق است ميان اينكه گفته شود ويژگيهاي اجتماعي هنگامه ظهور چيست و اينكه گفته شود پيششرط ظهور حضرت مهدي (ع) چيست. مورد اول ويژگيهاي جامعه جهاني را به هنگام ظهور توصيف و پيشبيني ميكند، ولي مورد دوم شرط ظهور حضرت مهدي(ع) را توضيح ميدهد. بديهي است كه ميان اين دو، تفاوت وجود دارد. به عنوان نمونه اگر گفته شود در فصل بهار فرزند فلان خانواده متولد ميشود؛ آيا بدين معناست كه فصل بهار علت ولادت است يا فصل بهار توصيف هنگامه ولادت است؟ در بحث ما نيز همين مسئله صادق است. خيلي فرق است ميان اينكه بگوييم «حضرت مهدي(ع) چون فساد فراگير شود ظهور ميكند» يا اينكه بگوييم «حضرت مهدي (ع) در زماني كه فساد فراگير است ظهور خواهد كرد.» ميان اين دو تفاوت ظريفي وجود دارد.
فهم متون ديني نيازمند كار كارشناسي است. بايد مجموعه متون ديني را مورد توجه قرار داد تا به نتيجه منطقي رسيد. در متون ديني هيچگاه از «فراگيري ستم» به عنوان علت ظهور ياد نشده تا در نتيجه گفته شود كه راه تعجيل در فرج حضرت، توسعه فساد است!
بلكه در متون حديثي تصريح شده كه پيششرط ظهور، تغيير جامعه و حركت آن به سمت صلاح و فلاح است. اينكه در بحث روششناسي فهم متون ديني گفته ميشود بايد مجموعه روايات را مورد توجه قرار داد تا بتوان ديدگاه دين را استخراج نمود، به همين دليل است.
مطالعه ديگر روايات نشانگر اين حقيقت است كه تمركز بر بخشي از احاديث و ناديده گرفتن برخي ديگر، عامل انحراف در فهم متون و موجب تحريف در ديدگاه دين ميگردد. در ادامه به روايتي در زمينه پيش شرط ظهور اشاره ميكنيم تا اين بحث روشنتر گردد:
كسي از امام باقر(ع) ميپرسد كه چه وقت ظهور حضرت مهدي(ع) اتفاق ميافتد تا دل ما شاد گردد؟ حضرت در قالب بيان يك حكايت آموزنده، تاريخ را به سه دوره؛ زمان گرگصفتي، زمان ميشصفتي و زمان ترازو تقسيم كرده و روشن ميسازد كه در كداميك از اين دورهها، امكان ظهور وجود دارد. حكايت اين است كه عالم فرزانهاي، فرزندي داشت كه نسبت به دانش و فضل او بيرغبت بود و لذا بهرهاي از دانش پدر نبرده بود. در مقابل همسايهاي داشت كه از دانش او بهرههاي فراوان برده بود. عالم فرزانه، هنگام مرگ به فرزند خود گفت اگر پس از من به تو رجوع كردند و با مشكل روبهرو شدي از اين مرد همسايه كمك بخواه. پس از مدتي، پادشاه خوابي ديد و براي تعبير خواب خود فرزند عالم فرزانه را احضار كرد. او به همسايه مراجعه كرد و از وي نظرخواهي نمود. همسايه فرزانه گفت: در تعبير خواب پادشاه بگو كه اكنون زمان گرگ است، ولي وقتي پاداش را گرفتي سهم مرا نيز بده. فرزند عالم نزد پادشاه رفت و پس از تعبير خواب او، پاداش خوبي گرفت، اما با كمال شهامت به وعده خود با همسايه عمل نكرد.
پس از مدتي دوباره جريان تكرار شد. فرزند عالم با عذرخواهي و خجالت نزد همسايه رفت. همسايه به او گفت: بگو اكنون زمان ميش است. ولي اينبار سهم مرا از پاداش فراموش نكن... . فرزند عالم پس از گرفتن پاداش به ترديد افتاد كه چه كند آيا سهم همسايه را بدهد يا نه؟ ولي بالاخره از اين كار چشمپوشي نمود. وقتي براي بار سوم قضيه تكرار شد، فرزند عالم قول داد كه اينبار به وعده خود عمل كند. همسايه فرزانه نيز به او گفت: به پادشاه بگو اكنون زمان ترازو است. فرزند عالم پس از گرفتن پاداش فوراً نزد همسايه رفت و سهم او را تقديم كرد. همساية فرزانه در اينجا كلام بسيار مهمي دارد. به او گفت:من از آغاز نيز چشمداشتي به اين مال نداشتم ولي تو فرزند زمان خود هستي. زمان اول زمان گرگ بود و تو چون گرگ حق مرا غارت كردي. زمان دوم زمان ميش بود كه دلش ميخواهد ولي عمل نميكند، تو هم دلت ميخواست كه حق مرا بدهي ولي عمل نكردي. و اما زمان سوم زمان ترازو بود و تو به وعده خودت عمل كردي. همه پاداش از آنف تو.4
امام باقر (ع) با بيان اين حكايت ميخواهد بفرمايد كه در دورة «گرگصفتي» حق امامت غصب شد، در دوره «ميشصفتي» مردم ميخواهند حق ما را بدهند ولي حال آن را ندارند و در دوره سوم كه دوره «عدالت» است مردم حق ما را خواهند داد! اينها دورههاي سهگانه تاريخ امامتاند. مدار و محور اين دورههاي سهگانه، مردماند. اگر مردم تغيير كنند، زمان ظهور فرا خواهد رسيد. براساس اين حديث شريف، پيششرط ظهور عدالتخواهي مردم است. امامف عدالت، امت عدالتخواه ميخواهد. دولت عدالت، جامعه عدالتپذير ميخواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نميپذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمل نميكنند؛ همانگونه كه امام علي(ع) را تحمل نكردند.
اگر ظهور در جامعه فاسد روي دهد، امام مهدي(ع) نيز فرجامي چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيششرط ظهور، توسعه عدالتخواهي است. گفتمان جامعه بشري بايد به گفتمان عدالت تبديل شود تا زمنية ظهور حضرت مهدي(ع) فراهم گردد. البته حركت به سوي عدالت، حركتي مردمي و تودهاي است كه در بدنة جامعه جهاني بايد صورت بگيرد. اگر چنين اتفاقي بيفتد، طبيعي است كه سران كفر و الحاد ساكت نخواهند نشست و ظلم و جور خود را دامنهدارتر خواهند كرد؛ همانگونه كه هم اكنون كفر جهاني براي مقابله با نهضت مهدويت برنامههاي شيطاني طراحي و اجراي آنها را آغاز كرده است و بدون ترديد اين روند موجب توسعه فساد ميگردد، هرچند از سوي ديگر موج عدالتخواهي و حركت به سوي منجي عدالتگستر نيز روبه افزايش است.
بنابراين، اين تصور كه پيششرط ظهور، توسعه فساد است، با متون ديني و عقل سليم ناسازگار است. فراگيري فساد، توصيف زمان ظهور است نه علت ظهور. برهمين اساس مفهوم انتظار يعني تلاش براي غالب كردن گفتمان عدالت و ترويج عدالتخواهي در مردم و جامعه منتظر جامعهاي است كه در راه توسعه عدالتخواهي و عدالتپذيري تلاش ميكند.5
پينوشتها:
1. محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 1، ص 633، ح 0711.
2. همان، ح 2711 .
3. صحيفه نور، ج 02 ، ص 691 .
4. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 41، ص 794ـ994.
5. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: عباس پسنديده، «گفتمان عدالت پيششرط ظهور» مجله موعود، سال ششم، شماره 53، دي و بهمن 1831.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 - 14:58 |
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد .ا |