صفحه اول به صورت عکس
صفحه دوم به صورت عکس
مقدمه
امام صادق(ع) مىفرمايد:
«من دين الائمه الورع والعفه والصلاح و انتظار الفرج»؛
مؤمن كسى است كه با ورع باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترك كند؛ تقوى داشته باشد؛ عفت داشته باشد؛ نجابت داشته باشد و هم منتظر امام زمان(عج) باشد. يكى از علائم و مشخصات مؤمن انتظار فرج امام زمان(عج) است.
غیبت امام، نعمت یا نقمت؟
گرچه در باطن غیبت خیر و مصلحتی نهفته است ،و برای غیبت امام (ع) فوائدی ذکر شده است ،مثل اینکه غیبت باعث حفظ جان ایشان می شود، و اگر ایشان در جامعه ظاهر بودند مانند اجداد پاکشان توسط انسانهای ناپاک به شهادت می رسیدند ،امّا نمی توان این نکته را نادیده گرفت که عدم ظهور معصوم در بین مردم واجتماع ، و محروم ماندن از حکومت ظاهری حضرت ، نمی تواند یک نعمت باشد و دوران غیبت ، دوران رنج و غم شیعه است . در توضیح باید گفت که: آثار و فوائد وجودی امام را می توان به سه دسته تقسیم کرد : -1 آثاری که بر اصل وجود امام در عالم هستی مترتب می شود ،حالا چه امام حاضر باشد یا غایب . -2 آثاری که بر کارهای امام مترتب می شود ، چه امام حاضر باشد وچه غایب . -3 آثاری که بر وجود امام ظاهر مترتب می شود . شاهد بحث ما مورد سوم است به این بیان که ، اثر و فایدۀ وجود یک امام ظاهر، همان تشکیل حکومت ظاهری اوست ، که بشریّت امروز به سبب غیبت امام زمان (عج) از این حکومت عدل الهی ، و رشد و تکامل در حدّ بالای آن محروم شده ، و تا زمانی که ظهور امام زمان (عج) رخ ندهد ، این محرومیت ادامه دارد. البته ناگفته نماند که ، نعمت امامت در بین مردم بود ولی آنها ناسپاسی کردند و این نعمت از دست آنها گرفته شد و امروز ما باید در فراق و هجران به سر ببریم.
انتظار ، آخ که چه قدر این کلمه را شنیدم .
محمد حسن سری قبل حسابی هوای ما را داشت (یادتون هست ماجرا چی شدو کجای مبحث بودیم )توی مسجد بودیم با آقا حسن وحاجی در مورد انتظار صحبت می کردیم .
خلاصه همونجا توی مسجد قول گرفتیم که جلسه بعدی در این مورد صحبت کنیم .
سلام . الان توی جلسه هستم ساعت حدودای هشت وچهل و اندی و حاجی هنوز داره بیست و سی می بینه و مدام می گه آقا کی شه بیایی این بیگناه ها را نجات بدی ما شیعیان تا کی باید زخم دوری و بی کسی را از دشمن بخوریم آقا پس کی وقت فرج می رسه ؟
پیمان داشت تند و تند مسیج می زد و یک چند لحظه ای زیر لب با خود یک چیزی می گفت وبعد دیگه از زور خنده آماده تیک آف (take offfffffff )می شد .
نرگس خواهر پیمان هم اونطرف کنار پدر بزرگ نشسته بود برا خودش می نوشت حالا چی، بماند . آخه برای یک نشریه مطلب آماده می کرد تازه از فرنگ اومده بود با کلی از علم خارجی ها برای دوتا از دانشگاه ها هم مدارِکَش را فرستاده بود ولی اونا نخواسته بودندش و قرار شد که بره دوبار فرنگ و همونجا درس بده. ولی خیلی حالیشه به خصوص در مورد امام زمان خودش می گفت اون طرف که بوده کتاب دادگستر جهان را دست یکی از دوستای یهودیش دیده و خلاصه از اون روز دیگه دنبال این جور حرفا رفته و الان برا خودش کسی شده
حاجی که دید اخبار تموم شد اون رسانه ملی را خاموش کرد و برگشت به سوی ما و گفت خوب حالا دوستای عاشق ما چه طوره که نرگس گفت وا بابابزرگ پیمان توی اینجور کارا نیست تورا خدا نگید پیمان گفت آبجی دکتر خانم شما از کجا از دل آق دادشتون خبر دارید که نرگس باز اومد یک چیزی بگه که حاجی گفت ا بابا بس کنید باز شما دوتا....
خلاصه نیم ساعت دیگه هم گذشت تا بحث ما شروع شد:
انتظار یعنی چه و ما چه طور می تونیم منتظر امام زمان باشیم.
نرگس گفت:اگر تو یک روستا خانه بهداشت نباشه مردم دور هم جمع می شوند و با هم یک فکری میکنند چرا که از آلودگی و بیماری به تنگ اومدند و نامه های بسیاری را به مسئولان می نویسند و تقاضا می کنند تا یک کادر پزشک برای اون روستا بفرستند .
به نظر شما این ها که منتظر آمدن اون پزشک هستند چه می کنن و شایسته است چه کاری انجام بدن؟
و اگه شما تو اون روستا باشین برای این مردمی که از اون وضع خسته شدن و طالب پاکیزگی و بهداشت وسلامتی و منتظر طبیب هستن ، چه توصیه ای دارین؟
پیمان گفت:من می گم اول باید مصمم باشیم محیط را آلوده تر نکنیم زباله ها رو در اطراف خانه ها و محیط زندگی نریزیم آب چشمه را آلوده تر نکنیم و از این جور کارا.
ما هم که ساکت بودیم بالاخره نطقی فرمودیم:
به نظر من دکتر وقتی میاد نیاز به همکاری چند نفر دارد چند تایی باید کمکش کنند پس ما باید خودمون را آماده کنیم و کارامون را ردیف کنیم که بتونیم به اون کمک کنیم.
حاجی گفت :بارک ا... به نکته خیلی جالب اشاره کردی .نرگس گفت : البته بسیاری از مردم اون روستا اهمیت آمدن پزشک را نمی دونن به همین جهت خیلی مشتاق آمدن پزشک نباشند و حتی شاید یکی دو تایی هم باشند که اهمیت اون پزشک را می دونند ولی منافعشون در خطر می افته .
انتظار
انتظار مصلح جهاني، مسووليت افراد و منتظران را رفع نمي كند. آنها كه منتظرند تا اصلاحگري جهاني قيام كند و فساد و تباهي را بردارد، خود در مقابل بدي ها و پليديها واكنشي نخواهند داشت بلكه ساكت و بي تفاوت، دست روي دست خواهند گذاشت و تماشاگر جنايتها خواهند بود!
اين نگاه، يك نگاه سطحي و به دور از انديشه و دقت است، زيرا با توجه به آنچه در حقيقت انتظار امام موعود(عج) و ويژگيهاي آن و نيز ابعاد انتظار و ويژگيهاي منتظران مطرح شد، روشن است كه روحيه انتظار، آن هم با ويژگيهاي منحصر به فرد و جايگاه بي نظير امام مهدي(عج) نه تنها سكون و سردي را به دنبال ندارد بلكه بهترين عامل حركت و پويايي است.
انتظار، در منتظر غوغايي مبارك و حركتي هدفدار پديد ميآورد و هر چه منتظر، به حقيقت انتظار، نزديكتر شود سرعت حركت او به سوي مقصد بيشتر خواهد شد. در پرتوی انتظار، آدمي از خود محوري رهايي مييابد و خود را جزیي از جامعه اسلامي ميبيند.
بنابراين ميكوشد تا جامعه را در حد توان خود به صلاح و درستي نزديك كند و وقتي جامعهاي از عناصري اين چنين با هويّت تشكيل يابد، اجتماعي در جهت ترويج فضيلتها پديد ميآيد و حركت عمومي به سوي اقامه خوبي ها، شكل ميگيرد و در چنين محيطي كه محيط صلاح و سازندگي و فضاي اميدبخشي و نشاط و عرصه تلاش و همياري و همكاري است، زمينه رشد باورهاي ديني و بينش عميق مهدوي در افراد جامعه پديد ميآيد.
منتظران به بركت انتظار در فساد محيط حل نشده بلكه هويّت ديني و مرزهاي اعتقادي خود را حفظ كرده اند، در برابر سختيها و مشكلات دوران انتظار بردباري ميكنند و به اميد تحقق وعده حتمي الهي بلاها را به جان ميخرند و لحظهاي گرفتار سستي و يا نااميدي نميشوند.
به راستي در هيچ كدام از مكاتب و مذاهب ديگر دنيا براي پيروان خود چنين مسير روشني ترسيم نشده است. مسيري كه با انگيزهاي الهي پيموده ميشود و در نهايت پاداشي بس بزرگ را به ارمغان ميآورد.
چگونه منتظر باشيم؟
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامى است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مى كشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عينى خواهند يافت. او مظهر تمام صفات پسنديده اى است كه مى توان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاريكى ها روشن مى شوند و ظلم و نابرابرى ها رفع و دفع خواهند شد. او خليفه ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشين شايسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست. آرى با ظهور حضرت مهدی عجّل ا... تعالى فرجه، انسان، انسان بودنش را و شايستگى هايش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مى خواهد. امّا آنانى كه منتظر اويند بايد شايسته منتَظر باشند بايد خانه دل بيارايند و بعد به انتظار بنشينند. او بهترين و برترين در عصر خويش است. بنابراين با بهترين حالات شخصى و اجتماعى بايد به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است يك ميهمان معمولى به خانه مان بيايد خانه را پاك ساخته، مى آرائيم تا رضايت خاطر ميهمان را به دست آوريم. حال كه او (حضرت مهدی، عجّل ا... تعالى فرجه) بهترين و برترين ميهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مى توانيم خانه هاى دلمان را و جامعه مان را پاك نسازيم و نيارائيم؟ براى درك حضورش بايد با ناپاكى ها و پليدى ها جنگيد و محيط را براى حضورش مهيا ساخت. قبل از هر چيز بايد بر خود بشوريم و نفس آلوده خويش را به دار تقوى بكشيم. پس آنگه كه خود پاك شديم جامعه نيز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ايستاد و نبرد را به تمكين ترجيح خواهند داد. آنگاه كه مژده ايستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مايلتر خواهند بود و خود به قيام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قيام مظلومان خواهد بود. اميد به ظهور منجى ما را بر آن مى دارد كه در تاريكى ها ننشينيم به سمت نور و روشنايى رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتى تباهى ها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشه هاى تاريك زمان گم خواهيم شد. راز جاودانگى در پويايى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن بايد خالص بود و با عشق در اين راه گام نهاد و همينطور بايد براى مبارزه اى بى امان با ظلم و جور و هرچه پليدى هاست آماده بود.
انتظار يك بن بست اجتماعى نيست بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن. بنابراين جامعه منتظر، جامعه اى است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براى فردايى بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعه اى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتى ها منتظر چنين انسان والا و وارسته اى باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس بايد به پاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازيم.
از میان آن همه مدعی، تنها 72 نفر ماندند. اکنون میان این همه مدعی هنوز 313 نفر...
ای دل! تو چه می کنی؟هنوز گاه آن نرسیده که خود را به قافله برسانی؟
