تبليغاتX
کانون مهدویت دانشکده فنی مهندسی گلپایگان

 
پیغام مدیر

 

 تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------

ساعت و تاریخ
امکانات وبلاگ

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    اين وبلاگ را به ليست علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد !

    RSS  

لينك به ما / لوگوي دوستان
لينك به ما

لوگوي دوستان

 ساخت لوگوي رايگان در 3 روز



وبلاگ دوستداران حضرت مهدي 
عجل الله تعالى فرجه الشريف



مسجد مقدس جمکران

بچه های قلم


پایگاه های مهدویت
جست و جوی گوگل

 

Add to Google

مطالب پیشین

مدیر ، نویسنده و طراح قالب

طراح : مجتبی امیدیان

Supported By:Blogfa

 

حضرت مهدى(عج) و قرآن

الف) همپاى قرآن:

اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً» و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلاماللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.

و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض» با توجه به اينكه دراين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتىاش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مىباشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.

 

ب) شريك قرآن:

همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شدهاند چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.

 

ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن:

از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايستهترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه» مىتواند مورد خطاب قرار گيرد.

د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن:

براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايستهتر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعتهاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟ اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مىكردند، قرائت مىكند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مىپسندد و مقرر فرموده است، تفسير مىنمايد.

«السلام عليك حين تقرء و تبيّن».

چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن

 

هـ ) تعليم دهنده احكام قرآن:

... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...

«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»

 

و) احياگر قرآن:

در آخر الزمان كه سنّتهاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مىآيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.

«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».

«خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.»

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ دوشنبه پنجم اسفند 1387 - 10:15 |

 

 

 

 

يكى از اعمالى كه سيد بن طاووس، رحمة الله عليه، به آن بسيار اهميت مى‏داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون يكى از تكاليف زمان غيبت، صدقه دادن ‏براى حفظ وجود مبارك امام زمان، ارواحنا فداه، است.

به طور كلى صدقه آثارى دارد يكى اينكه صدقه نمايشگر صداقت ايمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ايمان و خداپرستى صادق است و از اين طريق نيازمنديهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آيد و همچنين صدقه يكى از عوامل سازندگى انسان نيز هست چنانكه قرآن مى‏فرمايد: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِيهِم بها.1 اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دريافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكيزه سازى.
 
مؤمن صدقه را بايد يا براى فايده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و يا براى حفظ نفس خود و يا محبوب و عزيزى كه بسيار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، كه اصلاح بسيارى از امور دينى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و اين مطلب به دليل عقل و نقل ثابت است كه هيچ شخصى عزيزتر و گراميتر نيست و نبايد باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلكه حضرتش بايد محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنين اعتقادى نداشته باشيم در ايمان و معرفتمان نسبت‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد. لذا سيد ، رحمة الله عليه، به فرزند خود سفارش مى‏فرمايد كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اينكه براى خود و عزيزانت صدقه بدهى.

بايد توجه داشت كه آن حضرت هيچ احتياجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود يك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و اين عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، عليه السلام، باشد.

ايامى كه در مدرسه علميه بعثت‏ سكونت داشتم طلبه‏اى كه نزد من موثق بود، راجع به صدقه دادن براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏گفت: شبى از حرم حضرت رضا، عليه‏السلام، به طرف مدرسه مى‏آمدم، در آن شب بسيار براى امام زمانم دعا كردم و در فراقش اشك ريختم، در وقت‏برگشتن از حرم به بازار سرشور رسيدم كه فقيرى جلوى مرا گرفت و از من چيزى خواست هرچه دست در جيب لباسهايم كردم چيزى پيدا نكردم مگر يك «پنج ريالى‏» آن را با آنكه كم بود با شرمندگى به آن فقير دادم و نيت كردم كه اين صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فرداى آن شب هنگامى كه براى حضور در درس به بازار سرشور رسيدم يكى از كسبه كه قبلا مرا مى‏شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صداى بلند صدا زد، وقتى كه نزد او رفتم گفت: ديشب چه عملى انجام دادى؟!

گفتم: مگر چه شده است؟

گفت: ديشب در عالم رؤيا ديدم حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، سوار بر اسب سفيد رنگى هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعيتى پشت‏سر آن حضرت در حركت‏بودند كه فرمودند: آمده‏ام جزاى فلان طلبه را بدهم (و اسم تو را بردند)من با شنيدن اين خبر دلم شكست و متوجه محبت و مهربانى امام زمانم شدم و گفتم ديشب من براى آن حضرت صدقه ناچيزى دادم.

و همچنين سيد بن طاووس، رحمة‏الله‏عليه، در كتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعايى كه براى صدقه دادن در وقت‏ سفر ذكر مى‏كند مى‏نويسد: اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدي، عجل‏الله‏ فرجه، وَ صَلِّ عَلَيهِ بَينَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه فِى ساعاتِ لََيلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا يَعنِيهِ اَمرَهُ وَ مَالا يَعنيهِ وَ مَا يُضمِنه و ما يُخلِفُه.

خدايا! اين (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولايمان م‏ح‏م‏د، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف، مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام كه در سفر است و در تمام حركتها و استراحتهايش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه‏اى است‏ براى هرچه كه متعلق به اوست.

يكى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان، مى‏دهيد اين دعا - دعاى فوق - را بخوانيد.

1. سوره توبه (9)، آيه‏103.
برگرفته از كتاب: امام زمان و سيد بن طاووس. سيد جعفر رفيعى.

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 - 11:42 |

عبارت «براي فرج دعا کنيد...!» يا مشابه آن که برگرفته از برخي روايات معصومان(ع) نيز هست، براي عموم موعوديان آشنا است. «دعا»، قرين با  و عينِ «طلب و تقاضا» است امّا، در وجهي ديگر، دعا ناظر بر «احساس نياز» تام و تمام تا سر حدّ اضطرار نيز هست.


شايد يکي از حکمت‌هاي نهفته در پس دعاي مستجاب، همين رسيدن به «اضطرار» باشد؛ چه اضطرار درخواست‌کننده را وا مي‌دارد تا از ژرفاي وجود طلب کند و ملاحظة اضطرار و نهايت درماندگي درخواست كننده است که درياي رحمت خداوند را به جوشش مي‌آورد تا بنده‌اي از اضطرار و درماندگي برهد.

تاکنون چه کسي انسانِ سير و برخورداري را ديده است که با شکم انباشته از اطعمه و اشربه از روي اضطرار دست به آسمان برداشته و طلب نان و خورش و قوت لايموت کند؟

كسي كه احتمال مي‌دهد مشكلش توسط بانك، دوستان، خويشان و سفارش‌هاي مقامات دولتي بر طرف مي‌شود، نيز از عمق جان دست به دعا بر نمي‌دارد.

درک اضطرار و طلب استجابت دعا، رفيق «استغناء از غير و ماسوي الله» نيز هست. بسياري از ما، هم‌زمان، دستي به آسمان برمي‌دارند و دستي ديگر به زمين؛ به اميد اينکه يکي از دو در گشاده شود؛ درب آسمان يا درب زمين.

اين‌گونه طلب نيز ناظر بر اضطرار تام، طلب تام و لاجرم اجابت تام نيست و شايد اين واقعه و وضع و روز ما، خود پرده‌اي از پرده‌هاي راز غيبت يک‌هزار و چند سالة حضرت بقيّـه الله الاعظم(ع) را كنار بزند.

به عبارت ديگر، ما، به ‌رغم آنچه بر زبان مي‌رانيم و حتّي دست به دعا بر مي‌داريم، نه احساس فقر مي‌کنيم، نه طالبيم، نه خود را در اضطرار مي‌يابيم و نه چشم از غير حضرت دوست برمي‌داريم؛ در حالي که براي خالي نبودن عريضه عباراتي دعايي را نيز بر زبان مي‌رانيم.

جملگي، اطلاعاتي دربارة ظلم رفته بر آل محمّد(ص) داريم. شرح و سابقة حوادث را هم شنيده‌ايم و آرزو مي‌كنيم: «اي كاش خداوند اسباب و مقدمات ظهور حضرت را فراهم كند»، امّا اين نکته نيز گفتني است که به هر دليل، از دو امر مهم غافليم:

اوّلي، «وسعت و ژرفاي فقر و نيازمان» به امام است و دومي، جايگاه، توانايي و مأموريت تعريف شده براي حضرت موعود.

به صراحت بايد گفت كه: ما، انسان، جهان هستي و عوالمش را نمي‌شناسيم. از لايه‌هاي تو در تو و عجيب وجود آدمي هم بي‌خبريم. از راز خلقت انسان بي‌اطلاعيم و از نقش و مأموريتش در عالم غافل؛ از همين رو در اثر ابتلاي به بيماري بي‌معرفتي و جهل از وسعت و حدّ فقر و نياز موجودات منتشر در هستي و از جمله خودمان به حضور امام معصوم و حجّت خدا بي‌خبريم و خواسته‌هاي محدود و محصورمان را نيز در جهان مادي مي‌بينيم و آن را هم به مدد خود و اسباب دست‌ساز خود و مردان و زناني چونان خود برآورده شدني مي‌پنداريم و روي نياز به درگاه بي‌نياز نداريم؛ چنان‌که در اثر بي‌خبري از جايگاه امام معصوم(ع) و مأموريت ايشان براي ديگرگون ساختن زمين و زمان و بازگرداندن همة امور آشکار و نهان بر جاي خود، استقرار عدالت، برطرف ساختن ظلم رفته بر خلق عالم (انسان و غيرانسان)، تأسيس دولت در زمين و مديريت و تدبيرگري امور موجودات، ضرورت حضور ايشان و ظهور حضرتش را درنمي‌يابيم.

خدا مي‌داند که اين بدبختي بزرگ، چه بر سر ما آورده است؛ چنان‌که همو مي‌داند که در اين وضعيت، گسترة غيبت تا کجا ادامه مي‌يابد و چه روز و روزگار دهشتناکي را فراروي خواهيم داشت؟ وضعي که جمله ماحصل غيبت و غفلت ماست.

تعامل (؟!) يک سوية ما با حجج الهي و به ويژه حضرت صاحب الزّمان(ع)، نيز از همين‌جاست؛ «در خدمت گرفتن حضرت دوست و نه در خدمت ايشان آمدن».

قبلاً دراين‌باره بسيار سخن رفته است. در ميان ما و براي ما، امام، تنها يک امکان در عرض ساير امکانات است؛ آن هم براي رفع و رجوع امور جاري و عادت شده که برقراري و انتظام اجزاي آن را عين نيکي و صواب و صلاح مي‌پنداريم و کم و زيادش هم ما را به فغان مي‌آورد تا آنجا که دل خوش مي‌داريم كه شايد حضرت مساعدت و شفاعت نموده و بقا و دوام آن را إلي‌الابد باعث شود و مبادا که آب در دلمان بجنبد.

وا اسفا از اين همه ظلم که ناخواسته از سوي ما بر حجم و گسترة ساير ظلم‌ها مي‌افزايد!

اين همه در حالي است كه از اين گونه پرسش‌ها غفلت مي‌كنيم

آيا اگر چنان‌كه خداوند و پيامبر اكرم(ص) مقرّر كرده بودند، مديريت و انتظام امور به دست امام معصوم بود، به اين وضع و روزگار مي‌رسيديم؟؛

 آيا همين فرهنگ و تمدن پر بلا و آفت را تجربه مي‌كرديم؟ يا وضعي ديگرگون نصيب خلق عالم مي‌شد؟؛

 آيا اصلاح امور و نيل به وضعي مطلوب در گرو جابه‌جايي برخي روابط و مناسبت‌هاي جاري است و با انجام پاره‌اي تغييرات مي‌توان به تجربة حيات معنادار و كامل و مملوّ از عدالت و پاكي اميدوار بود؟؛

 طرح كلّي و جزئي امامت براي ادارة مناسبات مادي و فرهنگي بشر چه بوده است؟ و...


اگر چشم مي‌گشاديم، اين معنا را که ذکرش در دعاي عهد رفته است، درمي‌يافتيم: «ظهر الفساد في البرّ و البحر بما کسبت ايدي النّاس؛ ظلم و فساد در خشکي و دريا آشکار شده، ظلمي که حاصل عمل خود مردم است».

ـ‌ بايد دست به دعا برداريم، شايد حضرت مدد دهد و ما پي به فقر خود ببريم و به وسعت و ژرفاي تباهي منتشر در گسترة زمين برسيم؛
ـ بايد دست به دعا برداريم، شايد حضرت ما را به درک «اضطرار و اضطراب» عالم و آدم نايل سازد؛
ـ بايد دست به دعا برداريم، شايد حضرت موعود ما را در کشف «چرا خواندن و چگونه خواندن امام» مدد دهد؛
ـ بايد دست به دعا برداريم، شايد عطش و تشنگي به جان ما بيفتد و «دعاي فرج» بخوانيم، خواندني که در طرفـه العيني دعا را مستجاب مي‌سازد؛
ـ ما، مي‌بايست بياموزيم که براي دين‌داري و حفظ دين که عين سلامت و نيک‌بختي دنيا و آخرت است بايد «در خدمت آمد»؛ «نه آنکه در خدمت بگيريم».

دين، در خود و با خود، براي هر يک از ساحات وجودي آدمي، بهره‌مندي ويژه‌اي دارد که در قلم و بيان اين حقير نمي‌آيد. به همان سان که هر يک از مراتب دينداري، از ساده‌ترين تا عالي‌ترين مرتبه که تجربة نفس مطمئّنه است، نورانيت، برکت، نعمت، امنيت و... ويژه خود را ارزاني مي‌دارد که اميد مي‌رود خداوند به واسطة حضرت موعود(ع) توفيق تجربة آن مراتب عالي را عطايمان فرمايد. إن‌شاءالله.

از همين‌جا، در هر مرتبه‌اي که هستيم و هر مرتبه‌اي را که طلب مي‌کنيم، نيازمند آمادگي هستيم براي «در خدمت آمدن»، «تسليم شدن» و «روي نياز آوردن به درگاه بي‌نياز حکيم».

به راستي اگر از ما در همين باره پرسيده شود، چه جوابي داريم؟

حقيقي‌ترين نعمت و حقيقتِ نعمت که به واسطه‌اش ساير نعم چون باران سرازير مي‌شود، وجود گرامي حضرت وليّ امر خداوند، وصيّ رسول ربّ‌العالمين، مقام امامت و ولايت است. هيهات که «کفران اين نعمت» آن را از کفمان ربود و از آن بدتر، بلاي «نسيان شناسايي قدر نعمت» را نيز بر آن افزود؛ به دو درد مبتلا گشته‌ايم، از دست دادن نعمت يك ابتلاء است و فقدان شناخت دربارة اين نعمت ابتلايي ديگر، باقي بيماري‌هاي مهلك و مبتلابه، از اينجا ناشي مي‌شود.

خداوند يکتا را به آيت کبراي خداوند، حضرت نبأ العظيم، اميرالمؤمنين، علي(ع) قسم مي‌دهيم که پيش و بيش از همه چيز ما را قدرشناس نعمت ولايت و امامت در گسترة هستي کند. إن‌شاءالله.

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 - 11:2 |

مبانى اعتقادى مهدويت (۱) / مسعود پور سيد آقايى

مساله‏ى مهدويت‏به خاطر ابعاد متعدد آن از منظرهاى مختلف و زواياى گوناگون قابل بررسى‏است . مى‏توان آن را از جنبه‏هاى اعتقادى، (1) تاريخى، (2) فلسفه‏ى تاريخ، (3) روان‏شناختى، تربيتى، اجتماعى و . . . مورد كنكاش و بررسى قرار داد . نوع رويكرد به مساله و تعيين حوزه‏ى بحث و زاويه‏ى ديد براى اتخاذ روش مناسب با آن حوزه و به دست آوردن نتايج صحيح و پرهيز از اشتباه ضرورتى تام دارد .



آن‏چه در اين‏جا ارايه مى‏شود،

ا----ادامه مطلب را ببينيد!----ا

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه هفدهم آبان 1386 - 10:53 |

This Template Designed By Mojtaba Omidian