
تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------
مطالب پیشین
براي زودتر لود شدن وبلاگ و اينكه در هنگام باز شدن آن سر وصداي اضافي نباشه مداحي وبلاگ(حاج محمود کریمی) رو برداشتم اما اينجا مي تونيد پيداش كنيد.(پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید)ا(اميد)ا
----------------------------------عقيده به منجى بزرگ، يك عقيده عمومى ومشترك است واختصاص به يك قوم وملت و دين ندارد.
اديان و مذاهب گوناگون كه در جهان حكومت مي كنند، عموما ظهور اورا خبر داده اند، اگر چه دراسم او اختلاف دارند.
انتظار فرج و اعتقاد به موعود يك اشتياق و ميل باطنى است، اسلام و اديان ديگر نيز با وعده ظهور منجى بزرگ اين خواسته و شوق درونى را بى پاسخ نگذاشته و اين خواسته نيز مانند ديگر خواسته ها در شرايط گوناگون، كم و زياد و شدت و ضعف پيدا مي كند.
آشفتگى اوضاع و نا امنى حاصل از آن وفشار وتبعيض و ستم در جامعه، عقيده به ظهور منجى بزرگ را تشديد مى نمايد. آن چنان اين شوق ديرينه وانتظار در لحظات فشار واختناق، تبديل به التهاب سوزان و نياز شديد مى شود، و خرمن اشتياق توده ها را براى ظهور واپسين منجى ومهدى موعود شعله ور مى سازد كه افراد فرصت طلب، از پريشانى توده ها سوء استفاده كرده و به دروغ ادعاى مهدويت مى نمايند. لذا در هر زمانى كه فشارها ومحروميت هاى اجتماعى، سياسى واقتصادى وغير آن بالا مى رود، جاذبه ووسوسه رهبرى نيز افراد بسيارى را به خود مشغول مى دارد وچه بسا افرادى كه جان خويش را بر سرِ اين سودا مى نهند.
البته اين شرايط ممكن است باعث بالا رفتن تب منجى پرستى در جامعه بشود وافرادى هم از اين فرصت سوء استفاده كرده، ادعاى مهدويت بنمايند، ولى اين موضوع هرگز به اصالت اين عقيده لطمه نمى زند. پس اصالت مسأله مهدى وجهانى بودن آن روشن مى شود ومعلوم مي گردد كه اين عقيده اختصاص به مسلمانان ندارد، بلكه پيروان همه اديان در انتظار چنين مصلح جهانى به سر مى برند.
اين اعتقاد و اشتياق در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملت، مدعيان شگفتى را پديد آورده است و افراد بسيارى خود را به دروغ، مسيح موعود معرفى كرده اند، چنان كه قاموس كتاب مقدس درباره شماره مدعيان دروغين مسيح موعودمي نويسد:
24 نفر مسيحيان دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهرگشته كه مشهور ومعروف ترين آن ها بركوكبه است كه دراوائل قرن ثانى مى زيست و آن دجال معروف ادعا مى نمود كه رأس و رئيس وپادشاه قوم يهود است ... ودر قرن دوازدهم حدود ده نفر مسيحيان دروغگو ظاهرگرديده، جمعى را به خودگروانيده. اين مطلب اسباب فتنه وجنگ شده، جمع كثيرى نيز در آن معركه طعمه شمشيرگرديدند.
علامه طباطبايى(ع) مي نويسد: بشراز روزى كه روى زمين سكنى گزيده، نوشته درآرزوى يك زندگى اجتماعى مقرون به سعادت مى باشد و به اميد رسيدن چنين روزى قدم برمى دارد واگراين خواسته تحقق خارجى نداشت، هرگز چنين آرزو واميدى در نهاد وى نقش نمى بست چنان چه اگر غذايى نبود، گرسنگى نبود،اگرآبى نبود، تشنگى تحقق نمى يافت و... ازاين روى، به حكم ضرورت آينده جهان روزى را در برخواهد داشت كه آن روز جامعه بشرى پراز عدل وداد شده وبا صلح وصفا زندگى خواهند كرد وافرادانسانى غرق فضيلت وكمال مى شوند. والبته استقرار چنين وضعى به دست خودانسان خواهد بود ورهبر چنين جامعه اى، منجى جهان بشرى و به لسان روايات مهدى خواهد بود.
بنابراين، اعتقاد به مهدى تنها يك باوراسلامى نيست ورنگ خاص دينى ندارد، بلكه عنواني است براى خواسته ها وارزوهاى همه انسان ها با كيش ها و مذاهب گوناگون.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 - 13:47 |
برخي از آسيبهاي موضوع ظهور مربوط به «هنگامة ظهور» است. هنگامة ظهور، يعني زماني كه ظهور اتفاق خواهد افتاد. بديهي است كه مراد از زمان، زمان تقويمي نيست. زمان تقويمي را كسي جز خداوند متعال نميداند. بلكه مراد از زمان ظهور، زمان پيششرطي و زمان زمينهاي است. بنابراين وقتي از هنگامة ظهور پرسش ميشود، مقصود اين است كه پيششرط ظهور چيست؟ زمينه ظهور حضرت كدام است؟ و در چه شرايطي حضرت مهدي(ع) ظهور خواهد كرد؟
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 - 14:58 |
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 - 8:56 |
آنچه كه اعتقادها و يا معارف ديني را تأثيرگذار ميكند، شهود و يا باور نيست، بلكه «احساس اضطرار» و افتقار و احتياج است و اثبات خداي متعال شهوداً و يا برهاناً ما را از درجات شياطين جدا نخواهد كرد. چون آنها نيز اين شهود و اين حضور را داشتند، ولي چشم پوشيدند.
اين خيال كه اگر ما به حدي برسيم كه باور پيدا كنيم، نجات پيدا ميكنيم اين سادهلوحي است. [انسان] با وجود يقين چشم ميپوشد و عذر ميآورد. تكاثر، لهو، اشتغالات، يا گرايشات ديگر مانع است كه براي خدايي كه او را باور كرده و اثباتش را شناخته ، يا براي معادي كه آن را باور كرده و برايش برهاني شده، يا براي رسولي كه او را يافته و باور كرده، تواضع كند و تسليم شود.
در كتاب كافي بابي است كه مرحوم «كليني» همين عنوان «الإضطرار إلي الحجّه» (اضطرار به وجود حجت) . . .
متن کامل را در ادامه مطلب ببینید.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 - 16:34 |
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد .ا |