تبليغاتX
کانون مهدویت دانشکده فنی مهندسی گلپایگان

 
پیغام مدیر

 

 تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------

ساعت و تاریخ
امکانات وبلاگ

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    اين وبلاگ را به ليست علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد !

    RSS  

لينك به ما / لوگوي دوستان
لينك به ما

لوگوي دوستان

 ساخت لوگوي رايگان در 3 روز



وبلاگ دوستداران حضرت مهدي 
عجل الله تعالى فرجه الشريف



مسجد مقدس جمکران

بچه های قلم


پایگاه های مهدویت
جست و جوی گوگل

 

Add to Google

مطالب پیشین

مدیر ، نویسنده و طراح قالب

طراح : مجتبی امیدیان

Supported By:Blogfa

 

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد

سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست

و بهترين منتظر، منتظر توست

مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند

ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.

خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه بیستم آبان 1388 - 10:21 |

نه مولاي داغدارم امروز هم کسي نيست که ياريت کند ما همه نا کسيم امروز هم همه عهد شکنيم امروز هم شيطان وعده ملک ري به ما داده ما هم به جانبش روانيم مسير عشق ما از کربلا نمي گذرد ... ما ادعاي عاشقي داريم و توهمي از وجودت را مدام مي ستاييم ...زبانها البته به کارند و کامها همه شيرين به برکت رزقي که به يمن شما به ما مي رسد اما ما هم فرزندان تاريخ خيانتيم ... امروز هم ذکر شما را با نفس هاي مسموم خود خاموش مي کنند ..نه اينکه نامتان نبرند نه پسران عمر وعاص در عربستان خوب مي دانند ابو موسي زادگان عالم را چگونه بايد استحمار کرد ..ما خام و خبيث مثل موشهاي کور اوراق تاريخ را خوب جويده ايم بسيار اشک ريخته ايم اما هرگز از هيچگاه روزگار براي خون خدا گريه نکرده ايم اگر چنين بود آيا شما آن قدر کريم نيستيد که اشکي که براي جدتان به گونه اي جاري شده پاک کنيد؟حاشا اشکي براي او نريختيم وگر نه دستهاي شما را خدا براي پاک کردن اشک يتيمان خلق کرده ..و ما يتيمان آل محمديم (صلوات الله عليه)به گفته خودتان چراکه امام زمانمان را نمي بينيم و نمي يابيم نه در ظاهر و نه در باطن آلوده مان! کاش به گمراهي عظيم ما رحم کنيد کاش ما اسيران لشکر عمر سعد را به دست لطف خود آزاد کنيد ما را حر کنيد ... تا اين نيمه جان حقير را فدايي يک مويه ي صبح گاهتان کنيم.

تهیه شده توسط شورای مرکزی کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه هفتم فروردین 1387 - 16:21 |

رفت و فردا را به موعود(عج) سپرد

امام، دل به فردايي سپرده است که موعودش عليه‏السلام ، حقيقت دين را فرياد زند. مي‏رود و دنيا را با همه فرازها و نشيب‏هايش، با همه پستي‏ها و بلندي‏هايش به او مي‏سپارد. دردهاي نهفته‏اي را که جز در و ديوارهاي اتاق کوچکش در سامرا، احدي تاب گفتنش را نداشت.

اسارت و سکوت حسني عليه‏السلام باز هم در قصه حماسي او رقم خورده است. باشد تا خروش و فرياد حسيني‏اش، نصيب فرزندش مهدي(عج) شود.

 

تهیه شده توسط شورای مرکزی کانون مهدویت در تاریخ‌ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 - 9:28 |

«به نام او که مهربان و داناست»

 

نمیدانم از کی آغاز شد؟!

وقتی چشمانم را گشودم، که خود را در دنیایی غریبه یافتم.

دنیایی که هیچ درش نبود! روسیاهی خالی‌دست بود و مولایی بس کریم! ولی‌نعمتی که در غربت مظلومانه‌اش هم‌خانۀ آن سیه‌رو شده بود!

امّا او آنقدر بزرگ بود که در چشمان آن سیه‌چُرده، یارای جا گرفتن نداشت!

به دنبالش برخاستم!

می‌خواستم با همۀ هیچی‌ام، او را به تماشا نشینم!

غافل از نرمش و گرمی و لطافتی که در آن آرمیده بودم.....

دیروزها گذشت...

 

 امروز، باری دیگر چشم گشودم....

امروز دنیایی دیگر بود!

دیگر از دیروز خبری نبود...

 

دنیا دنیا دنبالش گشتم و  روز به روز دورتر و دورتر!

 امان از غفلت امروزها...!

دیروز کُنجی دور از هیاهو بود و خلوتی با ماه!

دیروز در همان خلوت‌گاهِ وعده‌گاه، در کنارم بود و مدام به دنبالش می‌گشتم...

امّا غافل از قصور چشمانم...

می‌خواستم آنچه را که برایم زیاد بود!

 

دیروز گمان می‌کردم در شلوغی‌ها او را می‌یابم!

در شلوغی و صفای مردمان گشتَمَش، به امید پیدا کردنش....

به ازدحام دنیایی پرهیاهو قدم گذاشتم تا پیدایش کنم...

اما امروز می‌بینم که خود را نیز در آن شلوغی ها گم کرده‌ام...

فکر می‌کردم نشانیَش را در رفت و آمدهاشان می‌یابم...

امّا خودم را نیز در آن شلوغی‌ها گم کردم....

آری...

امروز من نیز گم‌شدۀ خویشم....!

 

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 - 13:48 |

 

شکوفه های صورتی فدای مهربونیات 

یه دل که بیشتر ندارم ،اونم فدای خنده هات

 

ما علف های هرز عالم هستی مورد ترحّم و رحمت وافره ی ربّ العالمین

 قرار گرفته ایم که به نازی از نازهای هاشمی مهدوی بسته ایم و وابسته.

 

ای خدا ما را به آن درجه از مهدی باوری برسان که مهدی یاور شویم و از قالب

علفهای هرز و مزاحم به پیچک های زیبا و عاشقی بدل شویم که به پیکره ی وسیع

درخت مهدوی که : «اصلها ثابت و فرعها فی السمّاء» است به پیچش بنشینیم  

که این است معنای واقعی « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا »

 


ا----ادامه مطلب را ببينيد!----ا

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه هجدهم مهر 1386 - 15:19 |

 

كي انتظار آمدن آن بهاري كه در خود شكفتن شكوفه نرگسي را به همراه دارد، به پايان مي‌رسد؟!

سال هاست كه به اميد آمدنت چشم به آسمان دوخته‌ايم و ذره ذرة جان و دل را،‌ به فرياد «العجل» سپرده‌ايم با آن كه نداي أين بقية الله عجل الله تعالي فرجه الشريف سينه مي‌سوزاند، قلب را به ناله «الغوث» اميد تپيدن داده‌ايم و چشم هايمان را با نور «ادركني» مزيّن ساخته‌ايم.

اين جا كوير دل به جرعه‌اي از باران تو نيازمند است تا از صحراي عدم به اقليم وجود راه يابد. آري من كه با هر نفسي لبريز نيازم،روي حاجتم به درگاه توست و چشم به انتظار آن كه، جام عطشناكم را تو لبريز از لطف خود سازي، همواره مثنوي ظهور را زمزمه مي‌كنم!

در هر جمعه، ثانيه‌هاي وصالت را با عشق مي‌شمارم و چشم به راه لحظه سبز اجابتم.

تو بهانه به جا ماندن و بودن عالمي، بقاي خلقت به واسطه حضور توست و ميان اين دامنة گستردة آفرينش حضرتت، من كي‌ام؟ ذره‌اي از غبار، كه تنها با نسيم خوش عطر تو، به هوا برخواسته است و اگر عنايتي نباشد در هواي حيراني و سرگرداني محو خواهم شد.

جانم مست تشرف به آستان پاك جمكران است و به جستجوي پيداي پنهانت و غيبت روشنت هر روز از مشرق آدينه طلوع مي‌كنم و لحظاتم را پرواز مي‌دهم تا شفاخانه وصل نياز.

مي خوانمت در غياب و حضور در سكون و عبور...

بيا كه نام تو آشوب عشق است در سينه عشاق.

براي ديدن تو دل‌ها لحظه‌اي دست از دعا بر نمي‌دارند تا خداوند آن طلعت رشيد را به آنها بنماياند.

اي بهاري ترين فصل‌ها و اي سبزترين بهاران، دور از نگاه پر مهر تو و دور از عنايت رحيمانه تو و دور از كمترين لطف بي اندازه تو، من خزانم و سردم.

بيا كه با تو بهاري مي‌شوم و با تو ريشه‌هاي عشق در من رويت خواهند شد!

اي عاشقانه ترين طراوت ترانه هستي! من فصل ناله و دردم. با شعر انتظار تو؛

«همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي        چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي»

رنگ شكفتن را در دل زنده نگاه داشته‌ام. بيا و دستم را بگير و از غرقاب هلاك گناه بيرون كش كه چيزي جز محبت و عشق بي دريغ تو، بيدارم نمي كند. تو را مي‌خوانم، اي همسايه پنهانم، پروانه دل را به سمت اشتياق تو پر مي‌دهم.

خسته از روزهاي بي‌تويي!

كاش كه خدا عنايتي كند و تو زودتر از زود بيايي...

تا ديگر بر دل زنگار گرفته ننويسم، اين جمعه هم گذشت، مولايم، چرا نيامدي؟!

«التماس دعا»

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه چهارم مهر 1386 - 16:2 |

مسيرمان را يافته‌ايم: مصلح بودن اما پيش شرط آن، بر دوشمان سنگيني مي‌كند: صالح گشتن.

و چيزي غريب و سخت خواهد بود وصول آن، اگر ابزار آن نباشد.

محبوب مي‌فرمايد: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» . كساني كه در راه من قصد تلاش دارند و مي‌كنند، بدانند آنها را در مسير اصلي قرار داده و هدايت خواهم نمود. مهمترين ابزار ما در اين جهاد، وجود عشق و حركت بر مدار آن است. بي عشق مي‌توان همه چيز بود و شد اما پاي رنگ و معناي آن لنگ خواهد ماند.

هر كه در او نيست از اين عشق رنگ                        نزد خدا نيست به جز چوب و سنگ

(مولوي)

عاشق نگشته‌ايم اگر هنوز چشمانمان، داشته مادي ديگر را مي‌بيند و در مقام مقايسه با خود و قضاوت مي‌نشيند.

عاشق نگشته‌ايم اگر هنوز گوشمان بر روي طعنه‌ها و فحشهاي ديگراني دور افتاده. آنان كه خدا در قلبشان غايب و پشت ابر مانده است، كر نشده باشد.

عاشق نگشته‌ايم اگر هنوز روزنه‌اي از ترس و غم در قلبمان راه دارد كه: «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» كه از نشانه‌هاي واصلين اين است كه، غم و ترس بر آنها راه ندارد. كه اين با ايمان جمع نمي‌شود.

و آن امانت كه زمين و آسمان، توان بر دوش كشيدنش نبود، عشق است. كه بر زمين مانده است و مجال اندك و فرصت كوتاه.

كه زيبايي دريافت از تلاش ما، در هستي‌مان ظهور خواهد كرد و جلوه‌گر خواهد شد.

كه آرامش در قلب‌هايمان، همان پاسخ جهد و آسيب ناپذيري‌مان در اين مسير است.

با عشق، انتظار و صبر بر آن، آگاهانه‌تر، زيباتر و قابل تحليل‌تر خواهد بود.

هر كه عاشق نگشت، مرد نشد                  نقره فائق نگشت، تا نگداخت

(سعدي)

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 - 13:27 |

This Template Designed By Mojtaba Omidian