
تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------
مطالب پیشین
براي زودتر لود شدن وبلاگ و اينكه در هنگام باز شدن آن سر وصداي اضافي نباشه مداحي وبلاگ(حاج محمود کریمی) رو برداشتم اما اينجا مي تونيد پيداش كنيد.(پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید)ا(اميد)ا
----------------------------------عبارت «براي فرج دعا کنيد...!» يا مشابه آن که برگرفته از برخي روايات معصومان(ع) نيز هست، براي عموم موعوديان آشنا است. «دعا»، قرين با و عينِ «طلب و تقاضا» است امّا، در وجهي ديگر، دعا ناظر بر «احساس نياز» تام و تمام تا سر حدّ اضطرار نيز هست.
شايد يکي از حکمتهاي نهفته در پس دعاي مستجاب، همين رسيدن به «اضطرار» باشد؛ چه اضطرار درخواستکننده را وا ميدارد تا از ژرفاي وجود طلب کند و ملاحظة اضطرار و نهايت درماندگي درخواست كننده است که درياي رحمت خداوند را به جوشش ميآورد تا بندهاي از اضطرار و درماندگي برهد.
تاکنون چه کسي انسانِ سير و برخورداري را ديده است که با شکم انباشته از اطعمه و اشربه از روي اضطرار دست به آسمان برداشته و طلب نان و خورش و قوت لايموت کند؟
كسي كه احتمال ميدهد مشكلش توسط بانك، دوستان، خويشان و سفارشهاي مقامات دولتي بر طرف ميشود، نيز از عمق جان دست به دعا بر نميدارد.
درک اضطرار و طلب استجابت دعا، رفيق «استغناء از غير و ماسوي الله» نيز هست. بسياري از ما، همزمان، دستي به آسمان برميدارند و دستي ديگر به زمين؛ به اميد اينکه يکي از دو در گشاده شود؛ درب آسمان يا درب زمين.
اينگونه طلب نيز ناظر بر اضطرار تام، طلب تام و لاجرم اجابت تام نيست و شايد اين واقعه و وضع و روز ما، خود پردهاي از پردههاي راز غيبت يکهزار و چند سالة حضرت بقيّـه الله الاعظم(ع) را كنار بزند.
به عبارت ديگر، ما، به رغم آنچه بر زبان ميرانيم و حتّي دست به دعا بر ميداريم، نه احساس فقر ميکنيم، نه طالبيم، نه خود را در اضطرار مييابيم و نه چشم از غير حضرت دوست برميداريم؛ در حالي که براي خالي نبودن عريضه عباراتي دعايي را نيز بر زبان ميرانيم.
جملگي، اطلاعاتي دربارة ظلم رفته بر آل محمّد(ص) داريم. شرح و سابقة حوادث را هم شنيدهايم و آرزو ميكنيم: «اي كاش خداوند اسباب و مقدمات ظهور حضرت را فراهم كند»، امّا اين نکته نيز گفتني است که به هر دليل، از دو امر مهم غافليم:
اوّلي، «وسعت و ژرفاي فقر و نيازمان» به امام است و دومي، جايگاه، توانايي و مأموريت تعريف شده براي حضرت موعود.
به صراحت بايد گفت كه: ما، انسان، جهان هستي و عوالمش را نميشناسيم. از لايههاي تو در تو و عجيب وجود آدمي هم بيخبريم. از راز خلقت انسان بياطلاعيم و از نقش و مأموريتش در عالم غافل؛ از همين رو در اثر ابتلاي به بيماري بيمعرفتي و جهل از وسعت و حدّ فقر و نياز موجودات منتشر در هستي و از جمله خودمان به حضور امام معصوم و حجّت خدا بيخبريم و خواستههاي محدود و محصورمان را نيز در جهان مادي ميبينيم و آن را هم به مدد خود و اسباب دستساز خود و مردان و زناني چونان خود برآورده شدني ميپنداريم و روي نياز به درگاه بينياز نداريم؛ چنانکه در اثر بيخبري از جايگاه امام معصوم(ع) و مأموريت ايشان براي ديگرگون ساختن زمين و زمان و بازگرداندن همة امور آشکار و نهان بر جاي خود، استقرار عدالت، برطرف ساختن ظلم رفته بر خلق عالم (انسان و غيرانسان)، تأسيس دولت در زمين و مديريت و تدبيرگري امور موجودات، ضرورت حضور ايشان و ظهور حضرتش را درنمييابيم.
خدا ميداند که اين بدبختي بزرگ، چه بر سر ما آورده است؛ چنانکه همو ميداند که در اين وضعيت، گسترة غيبت تا کجا ادامه مييابد و چه روز و روزگار دهشتناکي را فراروي خواهيم داشت؟ وضعي که جمله ماحصل غيبت و غفلت ماست.
تعامل (؟!) يک سوية ما با حجج الهي و به ويژه حضرت صاحب الزّمان(ع)، نيز از همينجاست؛ «در خدمت گرفتن حضرت دوست و نه در خدمت ايشان آمدن».
قبلاً دراينباره بسيار سخن رفته است. در ميان ما و براي ما، امام، تنها يک امکان در عرض ساير امکانات است؛ آن هم براي رفع و رجوع امور جاري و عادت شده که برقراري و انتظام اجزاي آن را عين نيکي و صواب و صلاح ميپنداريم و کم و زيادش هم ما را به فغان ميآورد تا آنجا که دل خوش ميداريم كه شايد حضرت مساعدت و شفاعت نموده و بقا و دوام آن را إليالابد باعث شود و مبادا که آب در دلمان بجنبد.
وا اسفا از اين همه ظلم که ناخواسته از سوي ما بر حجم و گسترة ساير ظلمها ميافزايد!
اين همه در حالي است كه از اين گونه پرسشها غفلت ميكنيم
آيا اگر چنانكه خداوند و پيامبر اكرم(ص) مقرّر كرده بودند، مديريت و انتظام امور به دست امام معصوم بود، به اين وضع و روزگار ميرسيديم؟؛
آيا همين فرهنگ و تمدن پر بلا و آفت را تجربه ميكرديم؟ يا وضعي ديگرگون نصيب خلق عالم ميشد؟؛
آيا اصلاح امور و نيل به وضعي مطلوب در گرو جابهجايي برخي روابط و مناسبتهاي جاري است و با انجام پارهاي تغييرات ميتوان به تجربة حيات معنادار و كامل و مملوّ از عدالت و پاكي اميدوار بود؟؛
طرح كلّي و جزئي امامت براي ادارة مناسبات مادي و فرهنگي بشر چه بوده است؟ و...
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 - 11:2 |
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد .ا |