
تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------
مطالب پیشین
براي زودتر لود شدن وبلاگ و اينكه در هنگام باز شدن آن سر وصداي اضافي نباشه مداحي وبلاگ(حاج محمود کریمی) رو برداشتم اما اينجا مي تونيد پيداش كنيد.(پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید)ا(اميد)ا
----------------------------------در شب جمعه، هنگامي كه او از منزل خارج شده بود، نور ملايمي مشاهده كرده است و پس از مدت كوتاهي، آن نور، تمام زمين آن منطقه را به طور كامل روشن كرده است و اين نور به حدي قوي بوده كه او تمام اطراف خود را مانند روز ديده است.

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 - 16:46 |
آنچه كه اعتقادها و يا معارف ديني را تأثيرگذار ميكند، شهود و يا باور نيست، بلكه «احساس اضطرار» و افتقار و احتياج است و اثبات خداي متعال شهوداً و يا برهاناً ما را از درجات شياطين جدا نخواهد كرد. چون آنها نيز اين شهود و اين حضور را داشتند، ولي چشم پوشيدند.
اين خيال كه اگر ما به حدي برسيم كه باور پيدا كنيم، نجات پيدا ميكنيم اين سادهلوحي است. [انسان] با وجود يقين چشم ميپوشد و عذر ميآورد. تكاثر، لهو، اشتغالات، يا گرايشات ديگر مانع است كه براي خدايي كه او را باور كرده و اثباتش را شناخته ، يا براي معادي كه آن را باور كرده و برايش برهاني شده، يا براي رسولي كه او را يافته و باور كرده، تواضع كند و تسليم شود.
در كتاب كافي بابي است كه مرحوم «كليني» همين عنوان «الإضطرار إلي الحجّه» (اضطرار به وجود حجت) . . .
متن کامل را در ادامه مطلب ببینید.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 - 16:34 |
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات
یه دل که بیشتر ندارم ،اونم فدای خنده هات
ما علف های هرز عالم هستی مورد ترحّم و رحمت وافره ی ربّ العالمین
قرار گرفته ایم که به نازی از نازهای هاشمی مهدوی بسته ایم و وابسته.
ای خدا ما را به آن درجه از مهدی باوری برسان که مهدی یاور شویم و از قالب
علفهای هرز و مزاحم به پیچک های زیبا و عاشقی بدل شویم که به پیکره ی وسیع
درخت مهدوی که : «اصلها ثابت و فرعها فی السمّاء» است به پیچش بنشینیم
که این است معنای واقعی « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا »
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ چهارشنبه هجدهم مهر 1386 - 15:19 |

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ دوشنبه نهم مهر 1386 - 17:28 |
ابراز دوستى به حضرت مهدى عليه السلام وظيفه اى در عصر غيبت
«ابراز ارادت» به ساحت قدسى حضرت مهدى عليهالسلام، از مهمترين وظايفى است كه منتظران آن امام عزيز در
عصرغيبت دارند. اين مهم مفهومى است كه مىتواند مصاديق مختلفى داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتى آن
امام همام، هديه كردن ثواب اعمال واجب يا مستحب به آن حضرت و مواردى از اين قبيل.
ترديدى نيست كه اين ابراز ارادت، گذرگاهى جهت ازدياد معرفت و محبت نسبت به آن عزيز غايب از نظر است و معرفت و
محبت، معبرى است تا به آن امام بزرگوار تقرب بيشترى حاصل كنيم . اين نوشتار را به دو مصداق موضوع ياد شده
اختصاص دادهايم:
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ یکشنبه هشتم مهر 1386 - 15:38 |
كي انتظار آمدن آن بهاري كه در خود شكفتن شكوفه نرگسي را به همراه دارد، به پايان ميرسد؟!
سال هاست كه به اميد آمدنت چشم به آسمان دوختهايم و ذره ذرة جان و دل را، به فرياد «العجل» سپردهايم با آن كه نداي أين بقية الله عجل الله تعالي فرجه الشريف سينه ميسوزاند، قلب را به ناله «الغوث» اميد تپيدن دادهايم و چشم هايمان را با نور «ادركني» مزيّن ساختهايم.
اين جا كوير دل به جرعهاي از باران تو نيازمند است تا از صحراي عدم به اقليم وجود راه يابد. آري من كه با هر نفسي لبريز نيازم،روي حاجتم به درگاه توست و چشم به انتظار آن كه، جام عطشناكم را تو لبريز از لطف خود سازي، همواره مثنوي ظهور را زمزمه ميكنم!
در هر جمعه، ثانيههاي وصالت را با عشق ميشمارم و چشم به راه لحظه سبز اجابتم.
تو بهانه به جا ماندن و بودن عالمي، بقاي خلقت به واسطه حضور توست و ميان اين دامنة گستردة آفرينش حضرتت، من كيام؟ ذرهاي از غبار، كه تنها با نسيم خوش عطر تو، به هوا برخواسته است و اگر عنايتي نباشد در هواي حيراني و سرگرداني محو خواهم شد.
جانم مست تشرف به آستان پاك جمكران است و به جستجوي پيداي پنهانت و غيبت روشنت هر روز از مشرق آدينه طلوع ميكنم و لحظاتم را پرواز ميدهم تا شفاخانه وصل نياز.
مي خوانمت در غياب و حضور در سكون و عبور...
بيا كه نام تو آشوب عشق است در سينه عشاق.
براي ديدن تو دلها لحظهاي دست از دعا بر نميدارند تا خداوند آن طلعت رشيد را به آنها بنماياند.
اي بهاري ترين فصلها و اي سبزترين بهاران، دور از نگاه پر مهر تو و دور از عنايت رحيمانه تو و دور از كمترين لطف بي اندازه تو، من خزانم و سردم.
بيا كه با تو بهاري ميشوم و با تو ريشههاي عشق در من رويت خواهند شد!
اي عاشقانه ترين طراوت ترانه هستي! من فصل ناله و دردم. با شعر انتظار تو؛
«همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي»
رنگ شكفتن را در دل زنده نگاه داشتهام. بيا و دستم را بگير و از غرقاب هلاك گناه بيرون كش كه چيزي جز محبت و عشق بي دريغ تو، بيدارم نمي كند. تو را ميخوانم، اي همسايه پنهانم، پروانه دل را به سمت اشتياق تو پر ميدهم.
خسته از روزهاي بيتويي!
كاش كه خدا عنايتي كند و تو زودتر از زود بيايي...
تا ديگر بر دل زنگار گرفته ننويسم، اين جمعه هم گذشت، مولايم، چرا نيامدي؟!
«التماس دعا»
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ چهارشنبه چهارم مهر 1386 - 16:2 |
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد .ا |