
تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------
مطالب پیشین
براي زودتر لود شدن وبلاگ و اينكه در هنگام باز شدن آن سر وصداي اضافي نباشه مداحي وبلاگ(حاج محمود کریمی) رو برداشتم اما اينجا مي تونيد پيداش كنيد.(پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید)ا(اميد)ا
----------------------------------اين هم يه عكس قشنگ براي دوست داران امام رضا

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 - 16:16 |
|
انتظار مهدى(عج) یعنی سنگربانى «عقیده» و مرزبانى «اندیشه» | ||
| ||
امیدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است. ( با مراجعه به کتابهاى معتبر لغت، همچون: لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب المنجد، دهخدا، معین و ... . )
امّا انتظار مهدى (علیه السلام) از همه این ها و فراتر از این هاست.
انتظار مهدى (علیه السلام) یعنی ایمان به «غیب» اقرار به «ولایت» و باورداشت حق حاکمیت «قرآن» است.
عصاره «یقین»، چکیده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است.
عشق به «زیبایى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «کمالات» است.
«تلاش» براى «یافتن» ، «مقاومت» براى «رسیدن» و «جهاد» براى «ساختن» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی روایت «اشتیاق» ، حدیث «جستجو» و قصّه «وصل» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی اقتداى به او، بیعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز پایدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی«عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پیروزى» پیروان امامت است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی سنگربانى «عقیده»، مرزبانى «اندیشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولایت» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است.
تهیه شده توسط در تاریخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 - 16:56 |
مولايم!
اعتراف مي كنم كه وجودمان را گناه فرا گرفته
ولي با اين دل زنگار بسته هنگامي كه دعاي عهد تورا
مي خوانيم نا خوداگاه چشمانمان باراني مي شوند براين باوريم
كه شايد در وراي اين زنگارهاي گناه ! ذره ايي هست كه
هنوز ظلم وگناه نتوانسته آن را تسخيركند
مهدي جان
بميريم براي غربتت كه ظالماني چون ما
اين چنين گستاخانه خطا مي كنند وتو ما را شرمنده نمي كني.
مهدي جان
چه سخت است بي تو ماندن در اين دنياي پر هياهو
وچقدر سخت است غروب آسمان جمعه نام تو را گم كردن در اين
روزهاي تاريك و يخي با ما بگو چرا هرگز خاطره ها به تو
نمي رسد. فقط سرودن نام تو لحظه نابي است كه ما از اين
روزها داريم .در اين دنياي پر ازرنگ وريا در روزگاري كه
هيچ رد پايي از محبت واحساس پيدا نمي شود
وقصه زندگي فقط قصه بي كسي هاست چشم به راه توييم تا تو
سوار بر اسب سپيد عشق بيايي. تو ستاره دنباله دار بي بديلي
هستي كه اگر بيايد شب هايمان را پر از شور وزيبايي مي كني
وبا حضور سبزت بر زخم هاي درون مرهم مي گذاري .
نمي گويم حضور نداري اما ما ظهورت را مي خواهم . ما عاشقاني
هستيم كه به اميد معشوقمان هر لحظه دعا والتماس مي كنيم اما نمي دانيم
دعاهايمان به كجا مي رود والتماس هايمان را كه مي شنود كه هيچ گاه
براورده نمي شود فقط اميد آمدن تو ما را زنده نگه داشته وباهر بار نفس
كشيدنمان تورا فرياد مي زنيم به اميد آن جمعه دل انگيزي كه تو خواهي امد.
انتظارت را مي كشيم اي گل نرگس.........
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 - 14:58 |
لینک زیر هم برای کسانی هست که طرفدار عکس هستند البته لینکشو تو پایین منوی سمت راست هم گذاشتم.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ پنجشنبه چهاردهم دی 1385 - 15:51 |
تشرف شيخ محمد رشتى
شـيـخ مـحمد رشتى از ذاكرين با تقوا و شيفته اهل بيت عصمت عليهم السلام خصوصا حضرت ولى عصر عـجل اللّه تعالى فرجه الشريف است. و به خاطر آن كه نام مقدس امام زمان (عج) را در منبر و غير آن زياد مي برد، معروف به شيخ محمد صاحب الزمانى شده است و حتى كتابى در احوالات آن حضرت نوشته است.
ايشان فرمود: در سال 1338، به حج بيت اللّه الحرام مشرف شدم . در شهر جده خرجى مرا دزديدند.
رفقا به خاطر ايـن كـه مـجـبور به كمك كردن من نشوند، از من دورى نمودند، لذا از هر جهت نااميد و بيچاره مـاندم .
از كشتى خارج و مُحرم شدم و بعد هم متوجه به مكه معظمه شدم و از در بنى شيبه داخل مـسـجد الحرام گرديدم و براى هر چه بر سرم مي آيد، آماده شدم، چون چارهاى نداشتم .
در مسير رفـت و آمـد حـجـاج، با حال تضرع به خداى تعالى، ايستاده و عرض مىكردم: پروردگارا اگر در مـشـهـد مـقدس اين معامله با من مي شد به حضرت رضا عليه السلام شكايت مىكردم. آيا در بين اين همه حاجى خرجى من بايد سرقت شود؟ نـاگـاه مـردى خوشرو كه چشمهاى سياهى داشت و هيچ كس را به آن خوشرويى و خوش قامتى نـديـده بـودم و در لباس اهل يمن بود به من فرمود: خير است چه بسيار خرجي ها كه سرقت شده است . خرجى فلان سيد را هم بردهاند داخل طواف شو و خود را مشغول كن .
گـفـتم: يا اخى ما تريد منى دعنى و اذهب عنى؛ اى برادر، از من چه مي خواهى؟مرا بگذار و برو.
بـه رويـم تـبـسم نمود و من هم مشغول طواف شدم .
چند قدمى كه رفتم، دو مرتبه آمد و گوشه احـرام مـرا كـشـيد و گفت: تعال اعطيك من الدراهم و تتشرف ان شاءاللّه الى المدينة و تروح الى الـزيـنـبـيـة و تـرجع من طريق الشام الى النجف ان شاءاللّه تعالى فتنفد نفقتك و يصلك هناك ما يوصلك الى خراسان بحال حسن؛ بيا به تو مقدارى پول بدهم ان شاءاللّه به مدينه مشرف مي شوى و بـه زيـنبيه مي روى و از راه شام به نجف اشرف برمي گردى، خرجى تو تمام مي شود و آن جا ان شاءاللّه به قدرى كه به راحتى به خراسان برسى، پول مي رسد.
وقـتـى گـوشه احرام مرا گرفت، صد و چهارده ليره عثمانى شمرد و در احرام من ريخت .
يكى از آنـهـا روى زمين افتاد فرمود: احرام را محكم ببند تا پولت را ندزدند.
من خم شدم تا ليرهاى را كه افـتـاده بـود از روى زمين بردارم و با خود گفتم: ببينم اين ليرهها چيست كه به من داده است؟ سـرم را بـلـند كردم، ولى كسى را نديدم .
آن وقت دانستم كه اين شخص حضرت حجت عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بوده است . بـعدا كه به نجف اشرف رسيدم، خرجى من تمام شد و از آن جا به كربلاى معلى شرفياب شدم .
اين سفر من، سال آخر عمر مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى (ره) و در دهه عاشورا بود. ايشان شبهاى دهه را روضه خوانى و اطعام مي كردند. منبرى هم تنها من بودم .
بعد از دهه عاشورا، آن قدر به من پول دادند كه مرا با كمال راحتى به خراسان رسانيد.
كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مي باشد.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ چهارشنبه سیزدهم دی 1385 - 13:46 |
زنان در قیام ها و انقلابها نقش موثر و تعیین کننده دارند.
در روایات آمده است که برخی از یاران حضرت را زنان تشکیل می دهند. امام باقر (ع) فرمودند : سوگند به خدا،سیصد و اندی نفر مردم می آیند که در میانشان 50 نفر زن هستند ، و در مکه اجتماع می کنند، بی آنکه قبلا وعده داده باشند ، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی تند است.۱
امام صادق (ع) فرمود : همراه مهدی (عج) سیزده زن هست. مفضل پرسید : این بانوان برای چه در کنار مهدی (عج) هستند ؟ حضرت فرمود : اینها مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری می نمایند ، چنانکه زنان در زمان پیامبر اسلام (ص) همراه آن حضرت در جنگها این کارها را ر عهده می گرفتند.۲
۱- بحارالانوار
۲- نجم الثاقب
التماس دعا
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ پنجشنبه هفتم دی 1385 - 9:39 |
ایران پر از امامزاده و محل های متبرک است. مرقد وابستگان نسل در نسل پیامبر و امامان مسلمین شیعه، و یا اماکنی که به هر روی، گرد تقدس بر آنها نشسته است.هر کدام از امامزاده ها داستانی دارد، و نامی. بعضی با شناسنامه و برخی را تنها شنیده ای که قرن هاست دهان به دهان می گردد. هرچه درباره این اماکن ناشناخته باشد، یک چیز روشن است: متولیان امامزاده ها، بسته به اهمیت امامزاده ای که در تولیت دارند، هم نفوذ کلام دارند و هم نفوذ مالی. نفوذ اول از صاحب امامزاده و احساسات مذهبی مردم می آید، و نفوذ دوم از نذورات مردم. مسجدجمکران، از پرآوازه ترین اینهاست.
منبع:پیام آشنا
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ پنجشنبه هفتم دی 1385 - 9:37 |
تشرف سيدمحمد جبل عاملى
سـيدمحمد، پسر سيد عباس از اهل جبل عامل لبنان، به خاطر آزار و اذيت حاكمان ظالم آن ديار، كـه مـى خواستند او را به سربازى ببرند از آن جا متوارى شد، در حالى كه چيزى به همراهش نبود جـز يـك قـمـرى (يك دهم ريال )، و هرگز دست سؤال را پيش كسى دراز نكرد.
او مدتى سياحت نـمـود. در ايـام سياحت، در بيدارى و خواب، عجايب بسيارى را ديده بود.
بالاخره در نجف اشرف مـسـكن گزيد و در صحن مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام يكى از حجرههاى فوقانى را منزل خود قرار داد و در نـهـايـت سـخـتـى زنـدگـى خود را گذرانيد و جز دو سه نفر هيچ كس ديگر از حالش مـطـلـع نـبود.
تا آن كه از دنيا رفت و از وقت خروج از وطن تا زمان فوت او پنج سال طول كشيد. ايشان بسيار با حيا و قانع بود و در ايام تعزيهدارى در مجالس حاضر مى شد.
گاهى بعضى از كتب ادعـيه را امانت مى گرفت و چون بسيارى از اوقات نمى توانست بيشتر از چند دانه خرما و آب چاه صـحـن مقدس، چيز ديگرى به دست آورد، لذا براى وسعت رزق هميشه هر دعا و ذكرى را در اين بـاره مى خواند و ظاهرا كمتر ذكر و دعايى بود كه از او فوت شده باشد و شب و روز هم به خواندن اين دعاها و اذكار مشغول بود.
زمانى مشغول نوشتن عريضهاى خدمت حضرت بقية اللّه(عج) شد و بنا گذاشت كه چهل روز آن را بـنويسد، به اين صورت كه هر روز قبل از طلوع آفتاب، مقارن با باز شدن دروازه كوچك شهر (كه به سمت دريا است) بيرون رود بعد به طرف راست مسافتى نه چندان دور را بپيمايد به طورى كه احـدى او را نـبـيـنـد سپس عريضه را در گل گذاشته و به يكى از نواب حضرت بسپارد و در آب اندازد.
تا سى و هشت يا نُه روز اين كار را انجام داد. سـيـدمـحمد گفت: آن روز از محل انداختن عريضه بر مى گشتم و سر را به زير انداخته و خُلقم بـسيار تنگ بود. متوجه شدم گويا كسى از پشت سر به من رسيد. او با لباس عربى و چفيه و عقال بـود و سـلام كرد.
من با حال افسرده جواب مختصرى دادم و به او توجهى نكردم، چون ميل سخن گفتن با كسى را نداشتم .
قدرى با من در مسير آمد، اما من به همان حالت اول باقى بودم .
در اين جا به لهجه اهل جبل عامل فـرمـود: سيدمحمد چه حاجتى دارى كه امروز سى و هشت يا سى و نه روز است كه قبل از طلوع آفـتاب بيرون مى آيى و تا فلان مكان از دريا مى روى و عريضه را در آب مى اندازى! گمان مى كنى امامت از حاجت تو مطلع نيست؟ سـيـدمحمد گفت: من تعجب كردم، چون احدى از برنامه من مطلع نبود به خصوص آن كه تعداد روزهـا را هـم بداند، چون كسى مرا كنار دريا نمى ديد و تازه از اهل جبل عامل كسى اين جا نيست كه من او را نشناسم مخصوصا با چفيه و عقال كه در جبل عامل مرسوم نيست، لذا احتمال دادم به نعمت بزرگ و نيل مقصود و تشرف به حضور مولاى عزيزم، امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف رسـيدهام و چون در جبل عامل شنيده بودم كه دست مبارك آن حضرت چنان نرم است به طورى كـه هـيـچ دسـتى آن طور نيست، با خود گفتم با ايشان مصافحه مى كنم، اگر نرمى دستشان را احـسـاس كـردم، به آداب تشرف به حضور مبارك امام (عج) عمل مى نمايم .
در همان حال دو دست خـود را پـيش بردم . ايشان هم دو دست مباركشان را پيش آوردند و با هم مصافحه كرديم . نرمى و لـطـافـت زيـادى احساس كردم و يقين نمودم كه نعمت عظيم و عنايت بزرگى به من رو آورده اسـت، امـا هـمـيـن كـه روى خـود را بـرگـرداندم و خواستم دست مباركش را ببوسم، كسى را نديدم.
كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مى باشد.
تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ دوشنبه چهارم دی 1385 - 8:24 |
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد .ا |