تبليغاتX
کانون مهدویت دانشکده فنی مهندسی گلپایگان

 
پیغام مدیر

 

 تو فرمودي براي من دعا كن/
ظهور م را تقاضا از خدا كن/
مداوم عجل الله است وردم/
دعايي هم تو بر احوال ما كن/
------------امـــــــــــــید------------

ساعت و تاریخ
امکانات وبلاگ

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    اين وبلاگ را به ليست علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد !

    RSS  

لينك به ما / لوگوي دوستان
لينك به ما

لوگوي دوستان

 ساخت لوگوي رايگان در 3 روز



وبلاگ دوستداران حضرت مهدي 
عجل الله تعالى فرجه الشريف



مسجد مقدس جمکران

بچه های قلم


پایگاه های مهدویت
جست و جوی گوگل

 

Add to Google

مطالب پیشین

مدیر ، نویسنده و طراح قالب

طراح : مجتبی امیدیان

Supported By:Blogfa

 

اين هم يه عكس قشنگ براي دوست داران امام رضا

يا ضامن آهو

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 - 16:16 |

Image hosting by TinyPic

تهیه شده توسط در تاریخ‌ دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 - 16:41 |

 

انتظار مهدى(عج) یعنی سنگربانى «عقیده» و مرزبانى «اندیشه» 

انتظار دیده به راه دوختن است. لحظه شمارى کردن براى دیدار کسى یا انجام واقعه اى است،

امیدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است. ( با مراجعه به کتابهاى معتبر لغت، همچون: لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب المنجد، دهخدا، معین و ... . )
امّا انتظار مهدى (علیه السلام) از همه این ها و فراتر از این هاست.

 انتظار مهدى (علیه السلام) یعنی ایمان به «غیب» اقرار به «ولایت» و باورداشت حق حاکمیت «قرآن» است.
عصاره «یقین»، چکیده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است.
عشق به «زیبایى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «کمالات» است.
«تلاش» براى «یافتن» ، «مقاومت» براى «رسیدن» و «جهاد» براى «ساختن» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی روایت «اشتیاق» ، حدیث «جستجو» و قصّه «وصل» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی اقتداى به او، بیعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز پایدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی«عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پیروزى» پیروان امامت است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی سنگربانى «عقیده»، مرزبانى «اندیشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولایت» است.
انتظار مهدى(علیه السلام) یعنی انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است. 

تهیه شده توسط در تاریخ‌ پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 - 16:56 |

مولايم!

 اعتراف مي كنم كه وجودمان را گناه فرا گرفته

ولي با اين دل زنگار بسته هنگامي كه دعاي عهد تورا

مي خوانيم نا خوداگاه چشمانمان باراني مي شوند براين باوريم

كه شايد در وراي اين زنگارهاي گناه ! ذره ايي هست كه

هنوز ظلم وگناه نتوانسته آن را تسخيركند

مهدي جان

بميريم براي غربتت كه ظالماني چون ما

اين چنين گستاخانه خطا مي كنند وتو ما را شرمنده نمي كني.

مهدي جان

 چه سخت است بي تو ماندن در اين دنياي پر هياهو

وچقدر سخت است غروب آسمان جمعه نام تو را گم كردن در اين

روزهاي تاريك و يخي با ما بگو چرا هرگز خاطره ها به تو

نمي رسد. فقط سرودن نام تو لحظه نابي است كه ما از اين

روزها داريم .در اين دنياي پر ازرنگ وريا در روزگاري كه

 هيچ رد پايي از محبت واحساس پيدا نمي شود

وقصه زندگي فقط قصه بي كسي هاست چشم به راه توييم تا تو

سوار بر اسب سپيد عشق بيايي. تو ستاره دنباله دار بي بديلي

هستي كه اگر بيايد شب هايمان را پر از شور وزيبايي مي كني

وبا حضور سبزت بر زخم هاي درون مرهم مي گذاري .

نمي گويم حضور نداري اما ما ظهورت را مي خواهم . ما عاشقاني

هستيم كه به اميد معشوقمان هر لحظه دعا والتماس مي كنيم اما نمي دانيم

دعاهايمان به كجا مي رود والتماس هايمان را كه مي شنود كه هيچ گاه

براورده نمي شود فقط اميد آمدن تو ما را زنده نگه داشته وباهر بار نفس

كشيدنمان تورا فرياد مي زنيم به اميد آن جمعه دل انگيزي كه تو خواهي امد.

انتظارت را مي كشيم اي گل نرگس.........

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 - 14:58 |

لینک زیر هم برای کسانی هست که طرفدار عکس هستند البته لینکشو تو پایین منوی سمت راست هم گذاشتم.

 

کلیک کن

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه چهاردهم دی 1385 - 15:51 |

تشرف شيخ محمد رشتى

شـيـخ مـحمد رشتى از ذاكرين با تقوا و شيفته اهل بيت عصمت عليهم السلام خصوصا حضرت ولى عصر عـجل اللّه تعالى فرجه الشريف است. و به خاطر آن كه نام مقدس امام زمان (عج) را در منبر و غير آن زياد مي برد، معروف به شيخ محمد صاحب الزمانى شده است و حتى كتابى در احوالات آن حضرت نوشته است.

ايشان فرمود: در سال 1338، به حج بيت اللّه الحرام مشرف شدم . در شهر جده خرجى مرا دزديدند.

رفقا به خاطر ايـن كـه مـجـبور به كمك كردن من نشوند، از من دورى نمودند، لذا از هر جهت نااميد و بيچاره مـاندم .

از كشتى خارج و مُحرم شدم و بعد هم متوجه به مكه معظمه شدم و از در بنى شيبه داخل مـسـجد الحرام گرديدم و براى هر چه بر سرم مي آيد، آماده شدم، چون چاره‌اى نداشتم .

در مسير رفـت و آمـد حـجـاج، با حال تضرع به خداى تعالى، ايستاده و عرض مىكردم: پروردگارا اگر در مـشـهـد مـقدس اين معامله با من مي شد به حضرت رضا عليه السلام شكايت مىكردم. آيا در بين اين همه حاجى خرجى من بايد سرقت شود؟ نـاگـاه مـردى خوشرو كه چشم‌هاى سياهى داشت و هيچ كس را به آن خوشرويى و خوش قامتى نـديـده بـودم و در لباس اهل يمن بود به من فرمود: خير است چه بسيار خرجي ها كه سرقت شده است . خرجى فلان سيد را هم برده‌اند داخل طواف شو و خود را مشغول كن .

گـفـتم: يا اخى ما تريد منى دعنى و اذهب عنى؛ اى برادر، از من چه مي خواهى؟مرا بگذار و برو.

بـه رويـم تـبـسم نمود و من هم مشغول طواف شدم .

چند قدمى كه رفتم، دو مرتبه آمد و گوشه احـرام مـرا كـشـيد و گفت: تعال اعطيك من الدراهم و تتشرف ان شاءاللّه الى المدينة و تروح الى الـزيـنـبـيـة و تـرجع من طريق الشام الى النجف ان شاءاللّه تعالى فتنفد نفقتك و يصلك هناك ما يوصلك الى خراسان بحال حسن؛ بيا به تو مقدارى پول بدهم ان شاءاللّه به مدينه مشرف مي شوى و بـه زيـنبيه مي روى و از راه شام به نجف اشرف برمي گردى، خرجى تو تمام مي شود و آن جا ان شاءاللّه به قدرى كه به راحتى به خراسان برسى، پول مي رسد.

وقـتـى گـوشه احرام مرا گرفت، صد و چهارده ليره عثمانى شمرد و در احرام من ريخت .

يكى از آنـهـا روى زمين افتاد فرمود: احرام را محكم ببند تا پولت را ندزدند.

من خم شدم تا ليره‌اى را كه افـتـاده بـود از روى زمين بردارم و با خود گفتم: ببينم اين ليره‌ها چيست كه به من داده است؟ سـرم را بـلـند كردم، ولى كسى را نديدم .

آن وقت دانستم كه اين شخص حضرت حجت عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بوده است . بـعدا كه به نجف اشرف رسيدم، خرجى من تمام شد و از آن جا به كربلاى معلى شرفياب شدم .

اين سفر من، سال آخر عمر مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى (ره) و در دهه عاشورا بود. ايشان شب‌هاى دهه را روضه خوانى و اطعام مي كردند. منبرى هم تنها من بودم .

بعد از دهه عاشورا، آن قدر به من پول دادند كه مرا با كمال راحتى به خراسان رسانيد.

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مي باشد.

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ چهارشنبه سیزدهم دی 1385 - 13:46 |

زنان در قیام ها و انقلابها نقش موثر و تعیین کننده دارند.

در روایات آمده است که برخی از یاران حضرت را زنان تشکیل می دهند. امام باقر (ع) فرمودند : سوگند به خدا،سیصد و اندی نفر مردم می آیند که در میانشان 50 نفر زن هستند ، و در مکه اجتماع می کنند، بی آنکه قبلا وعده داده باشند ، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی تند است.۱

امام صادق (ع) فرمود : همراه مهدی (عج) سیزده زن هست. مفضل پرسید : این بانوان برای چه در کنار مهدی (عج) هستند ؟ حضرت فرمود : اینها مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری می نمایند ، چنانکه زنان در زمان پیامبر اسلام (ص) همراه آن حضرت در جنگها این کارها را ر عهده می گرفتند.۲

۱- بحارالانوار

۲- نجم الثاقب

التماس دعا

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه هفتم دی 1385 - 9:39 |

ایران پر از امامزاده و محل های متبرک است. مرقد وابستگان نسل در نسل پیامبر و امامان مسلمین شیعه، و یا اماکنی که به هر روی، گرد تقدس بر آنها نشسته است.هر کدام از امامزاده ها داستانی دارد، و نامی. بعضی با شناسنامه و برخی را تنها شنیده ای که قرن هاست دهان به دهان می گردد. هرچه درباره این اماکن ناشناخته باشد، یک چیز روشن است: متولیان امامزاده ها، بسته به اهمیت امامزاده ای که در تولیت دارند، هم نفوذ کلام دارند و هم نفوذ مالی. نفوذ اول از صاحب امامزاده و احساسات مذهبی مردم می آید، و نفوذ دوم از نذورات مردم. مسجدجمکران، از پرآوازه ترین اینهاست.


.
مسجد جمکران در«قلعه جمکران واقع است، دریک فرسنگی شرق قم ودرداخل روستای جمکران. قلعه جمکران که به قلعه گبری نیز شهرت دارد، ازبناهای پیش ازاسلام است که دردوران اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته. اهل محل آن را به زمان جمشید شاه ازشاهان پیشدادی نسبت می دهند .
پی گذاری مسجد جمکران، در نزدیکی قم، حاصل خواب«حسن بن مثله جمکرانی» است. در سایت رسمی جمکران در این مورد می خوانیم:«شیخ حسن بن مثله جمكرانى می گوید: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند: برخیز و مولاى خود حضرت مهدى علیه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.
آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نیك نگاه كردم، تختى دیدم كه فرشى نیكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكیه بر بالش كرده و پیرمردى هم نزد او نشسته است، آن پیر، حضرت خضر علیه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى علیه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:
برو به حسن مسلم (كه در این زمین كشاورزى می كند) بگو: این زمین شریفى است و حق تعالى آن را از زمین هاى دیگر برگزیده است، و دیگر نباید در آن كشاورزى كند.
عرض كردم: یا سیدى و مولاى! لازم است كه من دلیل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمی‌كنند، آقا فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هایى براى آن قرار می دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن (یكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمین به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در این زمین مسجدى بنا نماید.
به مردم بگو: به این مكان رغبت كنند و آنرا عزیز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند...آنگاه امام علیه السلام فرمودند: هر كه این دو ركعت نماز را در این مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.
چون به راه افتادم، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خریدارى كن و بدین مكان آور و آنرا بكش و بین بیماران انقاق كن، هر بیمار و مریضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.
حسن بن مثله جمكرانى می گوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اندیشه بودم، تا اینكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على الـمنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایى را دیدیم كه طبق فرموده امام علیه السلام حدود بناى مسجد را نشان می داد.
سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سید از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت: حسن به مثله، از جمكران نزد تو می آید، هر چه او گوید، تصدیق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.
از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعریف كردم، سید بلافاصله فرمود تا اسب ها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم، چون به نزدیك روستاى جمكران رسیدیم، گله جعفر كاشانی را دیدیم، آن بز از پس همه گوسفندان می آمد، چون به میان گله رفتم، همینكه بز مرا دید به طرف من دوید، جعفر سوگند یاد كرد كه این بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا ندیده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بیمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنایت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقیه الله ارواحنا فداه شفا یافت.
ابوالحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانید.
سپس زنجیرها و میخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بیمار و دردمندى كه خود را به آن زنجیرها می مالید، خداى تعالى او را شفاى عاجل می فرمود، پس از فوت سید ابوالحسن، آن زنجیرها ناپدید شد و دیگر كسى آنها را ندید.[ تلخیص از کتاب نجم الثاقب]

اولین متولی
با وجود همه توجهات ویژه به جمکران ، این مسجد برای اولین بار در بهمن سال 1379 صاحب تولیت شد. در این سال«رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله شیخ ابوالقاسم وافی را به عنوان نماینده خود و تولیت این مکان مقدس منصوب نمود.»
به نوشته ایسنا«پس از انتصاب تولیت، طرح جامع مسجد مقدس جمکران قم مورد بررسی و کارشناسی قرار گرفت که برای اجرای آن یک هزار و دویست میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است.» تهیه این بودجه، به تنهایی از عهده دولت بر نمی آمد، به همین دلیل گردانندگان مسجد جمکران به تدریج به راه های مختلفی برای جذب زائر به این محل مبادرت کردند که مهم ترین آنها ایجاد چاه و سپس چاه هایی در اطراف بنای اولیه بود: «آنانی که موفق به زیارت مسجد جمکران شده‌اند، همواره شاهد تجمع بسیاری از زوار، به ویژه جوانان در کنار چاهی با عنوان چاه عریضه هستند. واقعیت این چاه و سند آن چیست‌؟ در مفاتیح الجنان و تحفة‌الزائر از امام صادق(ع) روایتی نقل شده است: هرگاه تو را حاجتی به سوی خدای تعالی باشد یا از امری خائف و ترسان باشی در کاغذ بنویس [یک دعا وارده] و سپس حاجت خود را ذکر کنی. پس کاغذ را در میان آب جاری یا چاهی بینداز که حق تعالی به زودی فرج کرامت فرماید».
این چاه، به دو چاه رسید:«دو چاه در جمکران نهاد ه اند یکی برای زنان یکی برای مردان که حاجات خود به امام غائب را جداگانه در آنها بیندازند. هر عریضه ای هم ۲۰۰ تومان.»و گفتنی است که این دویست تومان ها، سر به میلیاردها می زند، چرا که امروزه مسجد جمکران میلیون ها زائر دارد و همگی، با حاجت نامه ای در دست:«حجت السلام ابوالقاسم وافی سه شنبه شب در جمع خبرنگاران با پیش بینی حضور حدود دو میلیون زایر در ایام نیمه شعبان گفت:حضور مردم در روز نیمه شعبان در مسجد جمکران همانند مراسم حج می باشد...» در این مراسم که سال هاست به همین گونه برگزار می شود، آیاتی مانند صافی گلپایگانی، جعفر سبحانی و مکارم شیرازی سخن می گویند. در کنار سخنرانی ها برنامه های«متنوع فرهنگی و مذهبی» نیز برگزار می شود.
دکتر عبدالکریم سروش در مورد جمکران می گوید:«الان در نزدیکی شهر قم روستایی است به نام جمکران که بر اساس یک خوابی که کسی دیده و امام زمان گفته که من در آنجا گاهی حضور دارم مسجدی بنا شده است. این مسجد سالها است که محل زیارت شیعیان است. پس از انقلاب توجه بیسابقه ای به آن مسجد شد تا حدی که خود قم تحت الشعاع این مسجد قرار گرفته است. چاهی در این مسجد هست که مردم نامه ها و عریضه های خودشان را برای آنکه بدست امام زمان برسد در آن چاه می اندازند، اخیرا شنیدم این چاه پر شده است ...»
جمکران نه فقط جایگاه ارسال نامه های محتاجان به امام دوازدهم شیعیان است، بلکه جایی برای «عاشقان مهدی» نیز هست. کسانی که دوست دارند«از یاران حضرت قائم» باشند:«بدین وسیله از خواهران و برادران گرامی دعوت می شود به عنوان یک امر نمادین در این طرح[عاشقان مهدی] ثبت نام نمایند. انشاء الله لیست اسامی بعد از پایان ثبت نام به مسجد مقدس جمکران ارسال خواهد شد، امید است به نظر و رویت وجود مقدس حضرتش مشرف گردد و لبخند نمکین رضایت او بدرقه توفیق گردد. انشاء الله».

تشکیلات جمکران
جمکران امروز دارای تشکیلات مفصلی نیز هست. از بخش نذورات تا بخش های اداری و اقتصادی. این امکنه، صاحب یک سایت رسمی هم هست که در آن بخشی نیز به ذکر«کرامات»اختصاص داده شده است. در این بخش که تحت عنوان کرامت ۱، کرامت ۲، کرامت ۳... عنوان بندی شده، افراد مختلف ، به جزییات، معجزات را شرح داده اند. در واقع افراد در اینجا دارای«شناسنامه کرامت» هستند که دربرگیرنده نام، موضوع کرامت، منبع کرامت، تاریخ ثبت کرامت و مکان کرامت است.

سایت رسمی جمکران و اعتراض ها
همراه با این تحولات، مسجد جمکران، با تغییراتی بنیادی رو به رو شد. هم به لحاظ ساختار اقتصادی و هم به دلیل تاثیر اندیشگی.از یک سو سخن بر سر میلیاردها درآمد خارج از نظارت این مرکز، بر زبان ها جاری شد و از دیگر سو، برخی ماهیت فعالیت های آن را، به عنوان اشاعه خرافات، زیر علامت سئوال بردند:
«دو سال پیش در محراب ـ که محل اولیه مسجد نیز هست ـ شیشه‌ای نصب شد و به شکل عوامفریبانه‌ای مزین به چراغ‌های سبز نیز گردید. زوار در پشت شیشه صف کشیده و آن محل را زیارت می‌کردند. اگرچه علت این اقدام عجیب هیچ‌گاه مشخص نشد، اما مقدمه انحراف خطرناکی بود که بارها از سوی علما، به تولیت مسجد جمکران گوشزد شد و متأسفانه مورد بی‌‌توجهی قرار گرفت، تا آن‌که آیت‌الله مکارم شیرازی که یکی از زائران دائمی این مسجد هستند، در پایان درس خارج خود گفتند: اخیرا در محراب مسجد جمکران یک تشکیلات شیشه‌اى سبزرنگ و چراغ و... درست کرده‌اند که کم‌کم به صورت امامزاده‌اى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف می‌کشند، کسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب می‌روند مثل کارى که در حرم امامان و امامزاده‌ها می‌کنند. بعضی‌ها هم فاتحه می‌خوانند، عده‌اى تعظیم می‌کنند، بعضی از عوام هم می‌گویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا می‌شود و کتابی می‌نویسد که ۷۰ نفر از اوتاد در اینجا دفن شده‌اند. هرکس مرتکب این کار شده اشتباه کرده است، این ضربه‌اى به مسجد جمکران است...بلافاصله این تشکیلات از محل محراب جمع‌آوری شد. البته هیچ کس راضی نبود که کار به اینجا ختم شود اما...»این بحث را حجت السلام ندیمی، مطرح کرد و سپس همزبان با هم اندیشان خود پرسید:«آیا اختصاص یک چاه مشخص و ایجاد بنائی بزرگ بر روی آن و نصب چراغ‌های سبز و تابلوهای عدیده بدعت نیست؟ چرا مومنین باید تصور کنند که هر جای دنیا که باشند باید عریضه‌های خود را فقط به این چاه بیندازند؟ برخی نیز تصور می‌ کنند این چاه تنها راه برقراری ارتباط با حضرت ولیعصر(عج) است! این کار انجام شده در مسجد جمکران، همچون اقدام آن فرد معلوم‌الحالی است که در کتاب‌هایش، آدرس محل سکونت حضرت ولیعصر(عج) را در فلان خیابان و کوچه مدینه معین کرده است... با چه مجوزی این چاه را تبدیل به یک محل مقدس و زیارتگاه کرده اند؟ در فرمایش امام صادق(ع) برای چاه یا آب جاری هیچ تقدسی ذکر نشده است. آیا این اقدام یک انحراف علنی نیست؟ چرا باید شاهد ترویج انحرافات از سوی مراکز دینی باشیم و ناجوانمردانه مردم متدین کشور ما از سوی معاندان به ظاهر روشنفکر متهم به پیروی از خرافات شوند؟ این کج سلیقگی‌ها تا به کی ادامه خواهد داشت؟ چرا باید احساسات پاک منتظران حضرت مهدی به اموری بی‌پایه و اساس هدایت شود؟»
کسی به سئوالات این حجت السلام جواب نداد، همانگونه که کسی به سخن دکتر سروش، که ساختن چاهی برای زنان، و چاهی برای مردان را«شرک»خوانده بود، توجهی نکرد. چرا که امروز جمکران، دیگر تعبیر خواب پیرمردی روستایی نیست، بیش از آن یک مرکز جلب توریست و نهادی تجاری است.اگرچه در سایت رسمی مسجد جمکران آمده است که:«مسجد مقدس جمکران محل رفت و آمد امام زمان است»، اما جمکران محل خرید و فروش و تجارت نیز هست.

 

منبع:پیام آشنا

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ پنجشنبه هفتم دی 1385 - 9:37 |

تشرف سيدمحمد جبل عاملى

 

سـيدمحمد، پسر سيد عباس از اهل جبل عامل لبنان، به خاطر آزار و اذيت حاكمان ظالم آن ديار، كـه مـى خواستند او را به سربازى ببرند از آن جا متوارى شد، در حالى كه چيزى به همراهش نبود جـز يـك قـمـرى (يك دهم ريال )، و هرگز دست سؤال را پيش كسى دراز نكرد.

او مدتى سياحت نـمـود. در ايـام سياحت، در بيدارى و خواب، عجايب بسيارى را ديده بود.

بالاخره در نجف اشرف مـسـكن گزيد و در صحن مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام يكى از حجره‌هاى فوقانى را منزل خود قرار داد و در نـهـايـت سـخـتـى زنـدگـى خود را گذرانيد و جز دو سه نفر هيچ كس ديگر از حالش مـطـلـع نـبود.

تا آن كه از دنيا رفت و از وقت خروج از وطن تا زمان فوت او پنج سال طول كشيد. ايشان بسيار با حيا و قانع بود و در ايام تعزيه‌دارى در مجالس حاضر مى شد.

گاهى بعضى از كتب ادعـيه را امانت مى گرفت و چون بسيارى از اوقات نمى توانست بيشتر از چند دانه خرما و آب چاه صـحـن مقدس، چيز ديگرى به دست آورد، لذا براى وسعت رزق هميشه هر دعا و ذكرى را در اين بـاره مى خواند و ظاهرا كمتر ذكر و دعايى بود كه از او فوت شده باشد و شب و روز هم به خواندن اين دعاها و اذكار مشغول بود.

زمانى مشغول نوشتن عريضه‌اى خدمت حضرت بقية اللّه(عج) شد و بنا گذاشت كه چهل روز آن را بـنويسد، به اين صورت كه هر روز قبل از طلوع آفتاب، مقارن با باز شدن دروازه كوچك شهر (كه به سمت دريا است) بيرون رود بعد به طرف راست مسافتى نه چندان دور را بپيمايد به طورى كه احـدى او را نـبـيـنـد سپس عريضه را در گل گذاشته و به يكى از نواب حضرت بسپارد و در آب اندازد.

تا سى و هشت يا نُه روز اين كار را انجام داد. سـيـدمـحمد گفت: آن روز از محل انداختن عريضه بر      مى گشتم و سر را به زير انداخته و خُلقم بـسيار تنگ بود. متوجه شدم گويا كسى از پشت سر به من رسيد. او با لباس عربى و چفيه و عقال بـود و سـلام كرد.

من با حال افسرده جواب مختصرى دادم و به او توجهى نكردم، چون ميل سخن گفتن با كسى را نداشتم .

قدرى با من در مسير آمد، اما من به همان حالت اول باقى بودم .

در اين جا به لهجه اهل جبل عامل فـرمـود: سيدمحمد چه حاجتى دارى كه امروز سى و هشت يا سى و نه روز است كه قبل از طلوع آفـتاب بيرون مى آيى و تا فلان مكان از دريا مى روى و عريضه را در آب      مى اندازى! گمان مى كنى امامت از حاجت تو مطلع نيست؟ سـيـدمحمد گفت: من تعجب كردم، چون احدى از برنامه من مطلع نبود به خصوص آن كه تعداد روزهـا را هـم بداند، چون كسى مرا كنار دريا نمى ديد و تازه از اهل جبل عامل كسى اين جا نيست كه من او را نشناسم مخصوصا با چفيه و عقال كه در جبل عامل مرسوم نيست، لذا احتمال دادم به نعمت بزرگ و نيل مقصود و تشرف به حضور مولاى عزيزم، امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف رسـيده‌ام و چون در جبل عامل شنيده بودم كه دست مبارك آن حضرت چنان نرم است به طورى كـه هـيـچ دسـتى آن طور نيست، با خود گفتم با ايشان مصافحه مى كنم، اگر نرمى دستشان را احـسـاس كـردم، به آداب تشرف به حضور مبارك امام (عج) عمل مى نمايم .

در همان حال دو دست خـود را پـيش بردم . ايشان هم دو دست مباركشان را پيش آوردند و با هم مصافحه كرديم . نرمى و لـطـافـت زيـادى احساس كردم و يقين نمودم كه نعمت عظيم و عنايت بزرگى به من رو آورده اسـت، امـا هـمـيـن كـه روى خـود را بـرگـرداندم و خواستم دست مباركش را ببوسم، كسى را نديدم.

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مى باشد.

تهیه شده توسط شورای کانون مهدویت در تاریخ‌ دوشنبه چهارم دی 1385 - 8:24 |

This Template Designed By Mojtaba Omidian